|

آخرین بروز رسانی: ۱۲ سپتامبر ۲۰۲۶
وقتی قدرت بجای کارنامه، به وعده سپرده می شود
استکهلمیان - در علوم سیاسی، دو مفهوم شناختهشده برای توضیح رفتار رأیدهندگان
وجود دارد: «رأیدهی گذشتهنگر» (Retrospective Voting) و «رأیدهی آیندهنگر»
(Prospective Voting).
در رأیدهی گذشتهنگر، شهروند پیش از آنکه شیفته وعدههای انتخاباتی شود، به
کارنامه نگاه میکند: این سیاستمدار چه پشینه ای از خدمات به جامعه داشت؟
چه دست آوردهای مثبتی برای جامعه داشت؟ وقتی
قدرت داشت چه کرد؟ چه وعدههایی را عملی کرد و کدامیک فقط روی کاغذ
ماند؟
چنین شهروندی برای تصمیمگیری درباره آینده، به گذشتهای واقعی نگاه میکند.
عملکرد گذشته، برای او مهمترین سند درباره توانایی آینده است.
در مقابل، رأیدهی آیندهنگر بر برنامهها، شعارها و وعدههای آینده تمرکز
دارد. وعده اقتصادی بهتر، رفاه بیشتر یا جامعهای عادلانهتر میتواند جذاب
باشد؛ حتی اگر کارنامه گذشته سیاستمدار چیز دیگری نشان دهد.
البته آیندهنگر بودن به خودی خود نشانه ناآگاهی نیست. هر سیاستمداری ممکن است
برنامهای تازه و بهتر داشته باشد. مشکل از جایی آغاز میشود که وعده جای
کارنامه را بگیرد؛ یعنی به جای پرسیدن «در گذشته چه کردی؟»، فقط بپرسیم «در
آینده چه خواهی کرد؟»
تاریخ نمونههای تلخی از این خطر دارد. آدولف هیتلر فاجعه بار ترین نمونه آن
است. پیش از رسیدن به صدراعظمی آلمان، سابقهای در اداره یک کشور نداشت و بیشتر
بهعنوان رهبر یک جنبش سیاسی و سخنرانی توانمند شناخته میشد. وعده احیای عظمت
آلمان و تبلیغات گسترده، حمایت زیادی برای او ایجاد کرد. پس از رسیدن به قدرت
در ۱۹۳۳، دموکراسی را نابود کرد و آلمان را به سوی دیکتاتوری، جنگ جهانی دوم و
هولوکاست برد.
بسیاری از مردم دنیای معاصر حتی نیازی به هیتلر به عنوان نمونه یک انتخاب
اشتباه ندارند، آنها خود نتیجه اعتماد به سیاستمدارن بدون گذشته ای از خدمت به
مردم یا بشریت را با گوشت و پوست و استخوان تجریه کرده اند.
اما تاریخ فقط نمونههایی از شکستِ
اعتماد به وعدهها ندارد؛ نمونههای درخشانی هم دارد که نشان میدهد اعتماد به
شخصیت و کارنامه یک انسان میتواند جامعهای را تغییر دهد.
نلسون ماندلا، مهاتما گاندی، واسلاو هاول و لخ والسا پیش از آنکه به قدرت
برسند، سالها مبارزه، مقاومت و خدمت اجتماعی را در کارنامه خود داشتند. ماندلا
۲۷ سال زندان را تحمل کرد؛ گاندی سالها برای استقلال هند و مبارزه مسالمتآمیز
تلاش کرد؛ هاول بهعنوان روشنفکر مخالف حکومت کمونیستی زندان و فشار را تحمل
کرد؛ و والسا از دل مبارزات کارگری و جنبش همبستگی لهستان به رهبری سیاسی رسید.
مردم در این موارد با یک «رزومه سفید» و وعدههای جذاب روبهرو نبودند. شخصیت و
توانایی این افراد پیش از رسیدن به قدرت، در میدان واقعی زندگی آزموده شده بود.
آنها پیش از آنکه از مردم رأی بخواهند، هزینه باورهای خود را پرداخته بودند.
البته هیچ سیاستمداری بیخطا نیست و هیچ کارنامهای تضمینکننده موفقیت آینده
نیست. اما تفاوت بزرگی وجود دارد میان کسی که میگوید «به من اعتماد کنید، من
در آینده چنین خواهم کرد» و کسی که میتواند بگوید: «سالهاست در عمل نشان
دادهام چه کسی هستم و برای چه چیزی ایستادهام.»
وقتی کارنامهای و خدمتی برای ارزیابی وجود ندارد، شهروند ناچار میشود بیشتر
به وعدهها و تصویری که از آینده ارائه میشود اعتماد کند. و خطر از همین جا
شروع می شود. به همین دلیل نخستین پرسش از هر سیاستمدار و رهبری باید این باشد
که تاکنون کجا بودی و خدماتت به جامعه و بشریت چه بوده است. شاید
اگر ایرانیان نیم قرن پیش چنین پرسشی ساده ای را خطاب به رهبرانی که انتخاب
کردند مطرح می کردند، امروز
سرنوشت بمراتب بهتری میداشتند.
شاید تفاوت شهروند آگاه و ناآگاه را بتوان اینگونه خلاصه کرد: شهروند آگاه،
وعده را با کارنامه میسنجد؛ شهروند ناآگاه، کارنامه را با وعده توجیه میکند.
سیاستمدار میتواند برای آینده هر تصویری که میخواهد ترسیم کند؛ اما گذشته را
نمیتوان با شعار تغییر داد.
وعده، آیندهای است که هنوز اتفاق نیفتاده؛ کارنامه، گذشتهای است که نمیتوان
آن را انکار کرد.
استکهلمیان را در شبکه اجتماعی مورد علاقه خودتان دنبال کنید

اگر نظری در باره این مطلب دارید می توانید در زیر
آن را بیان کنید
|
www.stockholmian.com
©
2026
Stockholmian. All rights reserved.
تمامی حقوق برای
استکهلمیان محفوظ است. بیان شفاهی بخش یا تمامی یک مطلب از استکهلمیان در
رادیو, تلویزیون و مشابه آن با ذکر واضح "استکهلمیان دات کام" بعنوان منبع مجاز
است. هر گونه
استفاده
کتبی از بخش یا تمامی یک مطالب از استکهلمیان در سایتهای اینترنتی در
صورت قرار دادن لینک مستقیم و قابل کلیک به آن مطلب در استکهلمیان مجاز
بوده و در رسانه های چاپی نیز در صورت چاپ واضح
"استکهلمیان دات کام" بعنوان منبع مجاز است. |
|