آخرین بروز رسانی: ۱۱ سپتامبر ۲۰۲۶
چرا حق و حقوق پناهندگی به‌کلی از مناظرات انتخاباتی حذف شده است
؛ متقاضیان پناهندگی، از نوع واقعی آن، هرگز مانند امروز در سوئد تنها و بدون حامی نبوده‌اند

استکهلمیان – افرادی که مناظره‌های انتخاباتی این دوره از انتخابات پارلمانی سوئد را دنبال می‌کنند، به‌خوبی متوجه شده‌اند که مقوله حق و حقوق پناهندگی، که همواره یکی از محورهای بحث‌های انتخاباتی بوده است، به‌کلی از دستور کار مناظرات انتخاباتی و سیاسی حذف شده است.

تنها ۱۲ سال پیش، در آستانه انتخابات سراسری سال ۲۰۱۴ سوئد، «فردریک راینفلت»، رهبر حزب مدرات و جناح راست سیاسی سوئد، در سخنرانی انتخاباتی مشهور خود از مردم سوئد خواست که «آغوششان را برای انسان‌های بی‌دفاعی که از جنگ و تعقیب و اعدام می‌گریزند و به سوئد می‌آیند بگشایند و با آنها احساس همدردی کنند، حتی اگر هزینه آن بالا باشد.»

اما اینک حتی احزاب جناح قرمز-چپ، که همواره خود را پرچمدار حمایت از حقوق پناهندگی قلمداد می‌کردند، از بیم از دست دادن آرای انتخاباتی نه‌تنها در این زمینه سکوت کرده‌اند، بلکه وارد صحنه رقابت برای سختگیرانه‌تر کردن هرچه بیشتر قوانین علیه پناهجویان شده‌اند.

اما چرا سوئد، و البته اروپای غربی، از پرچمدار دفاع از حقوق پناهجویان به اینجا رسیده است؟

پاسخ این پرسش، در عین پیچیدگی، بسیار ساده است. احزاب و افراد مدافع حقوق پناهندگی در سوئد، برای تمایز قائل شدن میان یک مهاجر درستکار و مفید و یک مهاجر خلافکار و مضر، فلج بودند.

با وجود بیش از سه دهه هشدار افراد و رسانه‌های دلسوز مبنی بر اینکه وارد نمودن چنین حجم بزرگی از افراد، که تحت عنوان پناهنده وارد سوئد شده‌اند و بر اساس آمار عامل بخشی از جرایم صورت‌گرفته هستند، در نهایت میخ آخر را بر تابوت حق و حقوق پناهندگی خواهد کوبید، این هشدارها جدی گرفته نشد.

در واقع مغز بسیاری از سیاستمداران، که در ظاهر مدافع حقوق پناهندگی بودند، برای فرق قائل شدن میان مهاجر خوب و مهاجر بد، به‌کلی علیل و فلج بود. هر انتقادی مبنی بر اینکه «این راه منتهی به ترکستان است»، با این تصور که منشأ نژادپرستانه و بیگانه‌ستیزانه دارد، با برچسب «راسیسم» و به بدترین و توهین‌آمیزترین شکل مورد حمله قرار می‌گرفت.

امروز سوئد و اروپا به جایی رسیده‌اند که افراد و رسانه‌های دلسوز به حال متقاضیان پناهندگی، نسبت به آن هشدار می‌دادند.

روزگاری واژه «پناهنده» با اسامی بزرگی مانند «آلکساندر سولژنیتسین»، نویسنده ناراضی سرشناس اهل روسیه و برنده جایزه نوبل ادبیات در سال ۱۹۷۰، عجین بود؛ نویسنده‌ای که به‌خاطر افشای جنایات ژوزف استالین در رمان‌هایش، سال‌ها در اتحاد جماهیر شوروی در تبعید به سر برد و سرانجام به غرب پناهنده شد.

روزگاری واژه «پناهنده» تداعی‌گر سرنوشت «فان تی کیم فوک»، دخترک ویتنامی، بود که در سال ۱۹۷۲ با بمب‌های ناپالم آمریکا مورد حمله قرار گرفت و عکس گریان او با بدن عریان و نیمه‌سوخته‌اش، جهانی را به لرزه انداخت. این دخترک نیز به کانادا پناهنده شد و کماکان در این کشور به زندگی خود ادامه می‌دهد.

در طی ۳۰ سال گذشته، رسانه‌ها و شخصیت‌های آینده‌بین سوئد کراراً هشدار دادند که پذیرش انبوه افرادی که هیچ سنخیتی با تعریف پناهنده ندارند، در نهایت میخ آخر را بر تابوت پذیرش مهاجر و پناهنده در سوئد خواهد کوبید و ضربه‌ای کاری به حیثیت و اعتبار متقاضیان پناهندگی وارد خواهد آورد.

زمانی که این رسانه‌ها و شخصیت‌های آینده‌بین درخواست می‌کردند خارجیانی که مرتکب جرم می‌شوند اخراج شوند تا جای یک مهاجر یا متقاضی پناهندگی واقعی را اشغال نکنند، از سوی چپ‌گرایان به شدیدترین شکل، با برچسب‌های «راسیسم» و «نژادپرستی»، مورد حمله قرار می‌گرفتند.

اینک که این پیش‌بینی به حقیقت درآمده و سوئد به چنین نقطه‌ای رسیده است، هیچ صدایی در حمایت از تعداد زیادی از متقاضیان پناهندگی که امروز در وضعیتی سخت در سوئد گرفتار آمده‌اند، شنیده نمی‌شود.

بخش قابل‌توجهی از افرادی که طی ۳۰ سال گذشته، بدون هرگونه کنترل و دوراندیشی، تحت عنوان «پناهنده» وارد کشور شدند، به چنان جنایاتی در این کشور امن و آرام دست زده‌اند که امروز نه‌تنها افکار عمومی جامعه سوئد نسبت به پذیرش پناهنده به‌کلی دگرگون شده است، بلکه حتی واژه «پناهنده» نیز حیثیت و معنای مثبت خود را به‌کلی از دست داده است.

از سوی دیگر، متقاضیان پناهندگی، از نوع واقعی آن، هرگز مانند امروز در سوئد تنها و بدون حامی نبوده‌اند؛ متقاضیانی که در فقدان هرگونه کمک و حمایتی از سوی احزاب و سیاستمداران، تلاش می‌کنند صدای خود را به گوش‌هایی که در همه‌جا عملاً کر شده‌اند برسانند.

برخلاف گذشته، این روزها سیاستمداران دیگر برای نشان دادن میزان حمایت از حق پناهندگی با یکدیگر مسابقه نمی‌دهند. مسابقه بر سر این است که چه کسی حلقه طناب بر گردن متقاضیان پناهندگی را تنگ‌تر خواهد کرد و پیشنهادات کدام احزاب منجر به پذیرش کمترین تعداد ممکن مهاجر در کشور خواهد شد.

این روزها نرخ برق، بهره وام مسکن و قیمت بنزین اهمیت بیشتری از سرنوشت یک متقاضی پناهندگی واقعی دارد.

امروز دیگر حتی نمی‌توان خوش‌باورترین شهروندان را با این ادعا که «هیچ ارتباطی بین پذیرش پناهنده و مهاجر و موج جرم و جنایتی که کشور را فرا گرفته است وجود ندارد»، فریب داد.

بیش از ۳۰ سال سیاست فاجعه‌بار پذیرش کنترل‌نشده و انبوه افرادی که هیچ سنخیتی با مفهوم «پناهنده» نداشته‌اند، اینک به بار نشسته است و قربانی بزرگ این سیاست اشتباه، آن دسته از متقاضیان پناهندگی هستند که بر اساس هر تعریف قانونی می‌بایست پناهنده تلقی شوند و در سوئد اقامت بگیرند، اما دیگر جایی برای آنها در این کشور وجود ندارد و صدایشان به گوش هیچ فرد و نهادی نمی‌رسد.

مسئولیت این فاجعه بر دوش کسانی است که طی ۳۰ سال گذشته، از افراد و رسانه‌ها گرفته تا احزاب و سیاستمداران، صدای هشدار دلسوزترین حامیان حق پناهندگی را با برچسب‌های «راسیسم»، «نژادپرستی» و «بیگانه‌ستیزی» در نطفه خفه کردند. امروز، اما، زمانی که انسان‌های واقعاً نیازمند پناه و حمایت بیش از هر زمان دیگری به دفاع و همدلی نیاز دارند، از بلندترین آنتن‌های رسانه‌ای و سیاسی کشور، تنها سکوتی سنگین به گوش می‌رسد.

استکهلمیان را در شبکه اجتماعی مورد علاقه خودتان دنبال کنید

اگر نظری در باره این مطلب دارید می توانید در زیر آن را بیان کنید
 

www.stoc
© 2026 Stockholmian. All rights reserved.
تمامی حقوق برای استکهلمیان محفوظ است. بیان شفاهی بخش یا تمامی یک مطلب از استکهلمیان در رادیو, تلویزیون و مشابه آن با ذکر واضح "استکهلمیان دات کام" بعنوان منبع مجاز است. هر گونه  استفاده  کتبی از بخش یا تمامی یک مطالب از استکهلمیان در سایتهای اینترنتی در صورت قرار دادن لینک مستقیم و قابل کلیک به آن مطلب در استکهلمیان مجاز بوده و در رسانه های چاپی نیز در صورت چاپ واضح "استکهلمیان دات کام" بعنوان منبع مجاز است.



 


 

Stockholmian
استکهلمیان استکهلم سوئد