فایل شنیداری کامل گفتگوبا کیوان خسروانی

آخرین بروز رسانی: ۵ سپتامبر ۲۰۲۶
حرف های شنیدنی کیوان خسروانی ۱۱ سال پیش از مرگ خودخواسته اش:‌ پدرم دستش به خون آلوده بود

استکهلمیان - درگذشت خودخواسته کیوان خسروانی برای همۀ آنانی که او را می شناسند، نه تنها درگذشت یک مدافع خستگی ناپذیر جلوه‌های سنتی و فرهنگی سرزمینش ایران، بلکه مرگ نمونه ای از شکوه طلوع و غروب یک ایرانی اصیل است.

کیوان خسروانی ۱۱ سال پیش در مصاحبه اش با رادیو فرانسه در سال ۲۰۱۵ پیش بینی کرده بود که زندگی اش با خودکشی به پایان خواهد رسد:

«یک ناراحتی چشمی  دارم که از فامیل مادرم به ارث بردم که هیچ معالجه ای جز خودکشی ندارد و احتمالا کار من هم به همانجا خواهد کشید».

کیوان خسروانی پیش از آن که فرح پهلوی ملکه ایران شود در دوران دانشجویی در پاریس با او آشنایی داشت.  او در خانواده ای از کارگزاران نظام شاهنشاهی ایران بدنیا آمده بود.  او فرزند سپهبد مرتضی خسروانی رئیس دادرسی ارتش بود. سه عموی او وزیر، سفیر  و فرمانده کل ژاندارمری کشور بودند. اما کیوان از دوران جوانی تا آخرین سال های زندگی اش مخالف و منتقد بسیاری تصمیمات و اقدامات صورت گرفته در حکومت شاهنشاهی، و البته حکومت بعدی، بود و همواره در مظان بدبینی دستگاههای امنیتی قرار داشت. او خود را «گوسفند سیاه هزار فامیل» معرفی میکرد.

کیوان خسروانی در همین مصاحبه شجاعانه در مورد پدرش سپهبد مرتضی خسروانی می گوید:

«البته من پدرم آدم خیلی درستی بود ولی دستش به خون آلوده بود. پدر من رئیس دادرسی ارتش بود. آن هم رئیس دادرسی ارتش کشوری که مثل الان حکم اعدام صادر می کنند. من اصلا با اعدام مخالفم. تعداد زیادی از افراد در دوره آزموده اعدام شده بودند.  پدر من شاید به خاطر نفوذ حرف هایی که من می زدم بقیه آن هایی را که زاندانی شده بودند و آدم های چپ گرا بودند از اعدام نجات داد، با این بهانه که گفت شما به مملکتتون نخواستید خیانت بکنید و در راه خدمت اشتباه کردید. به این ترتیب آن ها را نجات داد،  ولی من لزوما افتخاری به این حرفه پدرم اصلا نمی کنم.»

اشاره کیوان خسروانی، سپهبد حسین آزموده است که به‌مدتی طولانی بر ریاست دادستانی ارتش تکیه زده بود. او محاکمات بزرگ و جنجالی بسیاری را بر عهده گرفت، به‌گونه‌ای که گفته می‌شود هیچ‌کس به‌اندازه او تقاضای حکم اعدام نکرده است.

در ‌زمانی که پدر کیوان خسروانی، سپهبد مرتضی خسروانی، هنوز رئیس اداره دادرسی ارتش بود، اختلاف نظراتی بین او و سپهبد نصیری ، رئیس شهربانی به وجود آمد؛ به طوری که مشاجره و اختلافات آن‌ها به بن‌بست رسید و سرانجام کار آن‌ها به شاه واگذار شد. شاه نیز از بین ‌این دو، سپهبد نصیری را برگزید و ‌این موجب برکناری سپهبد خسروانی از سمتش شد و با همین درجه بازنشسته گردید.

کیوان خسروانی اضافه می کند:

«یک عموی دیگر داشتم که وزیر کشور بود و سال ها رئیس حزب ایران نوین بود. در مملکتی که اول دو حزبی، بعد بی حزبی، بعد چند حزبی.... این ها برای من غیر قابل هضم بود. من فکر میکردم شاید بتوانم با همان آشنایی که با ملکه سابق ایران داشتم، قبل از این که ایشان ملکه بشوند، مفید قرار بگیرم/.../ با همان آشنایی که با ملکه سابق ایران داشتم توانستم  به کارهای هنرهای دستی ایران تا یک مقداری و تا حدی که میشد برسم. خوشحالم که اسم بردید از مهمانسرای نائین و این که هنوز این مهمانسررا را خوب نگه داشتند و هنوز کار میکند و من موقعی که در اینترنت نگاه میکنم میبینم که خارجی ها چقدر دوست دارند یکی دو شب در آنجا بمانند و از آن تعریف می کنند. همانطور کسانی که هنوز در آنجا کار می کنند.»

کیوان خسروانی در بخشی از این مصاحبه به سرنوشت غم انگیز معماری در ایران و نابودی بافت زیبای سنتی معماری این کشور و جایگزین سازی آن با برج سازی های غیراصولی و خطرناک اشاره می کند و می گوید در حالی که کشورهای جهان در ساختمان سازی به خصوصیات بومی کشورشان وفادارند، مانند سوئد و اسکاندیناوی که دارای جنگل های وسیع است و از چوب استفاده می کنند، بافت معماری سنتی مناطق مختلف ایران با برج های سیمانی و آهنی  نابود شده است. برج هایی که او ابراز امیدواری کرد که با اولین زلزله ها بر روی ساکنانش فرو نریزند:

«صنایع دستی ایران از بین رفته است و معماری شهرهای ایران روز بروز زشت تر می شوند.  برخلاف همه آثاری  که در دوره رضا شاه ساخته شد. رضا شاه بهترین معمارهای جهان را به ایران آورد.‌ آندره گودار، سیقولتا، نوقولتل، بهترین کارهای معماری را در ایران کردند. بعد از آن همه دنبال جنگل آهن و آسمانخراش بوند. الان هم همینطوره. سادگی معماری ایران را کسی قبول نداشت. سلیقه من را کسی قبول نداشت. در واقع من متاعی را میخواستم عرضه بکنم که مشتری نداشت/.../ این بسیار دردناک است. اصولا من فکر میکنم ما احترامی نمیگذاریم به گنجینه های فرهنگی که داریم. این اجنبی پرستی باعث می شود که هی میخواهیم مثل اروپایی ها مملکت خودمان را درست کنیم و در آن هم موفق نیستیم.»

و اضافه می کند:

«بناهایی که امروز نگاه میکنیم. این آسمان خراش هایی که می سازند نه تنها ربطی ندارد به سبک زندگی مردم ایران، فوق العاده از نظر جزئات ضعیف هستند. علت آن کمپلکس ایرانی بودن است. این کمپلکس ایرانی بودن هی باعث می شود که بخواهند آسمان خراش نیویورکی درست بکنند که آن هم وقتی نمی توانید درست بکنید نتجه اش این شهرهای خیلی زشتی است که درست شده. مثلا در شهر محلات که خانواده پدری من از آنجا بودند  کارهای عجیب و غریب معماری در آنجا انجام می دهند که من فکر میکنم این نوع هویت معماری  ایران را از بین می برد. تا موقعی که معماران ایرانی  کمپلکس ایرانی بودن دارند  معماری ایرانی هیچوقت حالت ایرانی و معماری که برای مردم ایران باشد را  نخواهد گرفت. امیدوارم که روزی زلزله  تمامی این آسمانخراش ها را به زمین نیاورد و تعداد زیادی جان خود را از دست ندهند./.../ در کشوری که یک درصدش بیشتر زیربنا نیست. ایران کشور کوچکی مثل مثلا سنگاپور نیست. در ایران فوق العاده کار غلطی است که از زندگی درست و اکولوژیک مردم الهام گرفته نشود. معماری تعریف خاص دارد و  عبارت است از استفاده کردن از بهترین مصالحی  که در دستتان است برای پوشش دادن به یک فعالیت انسانی. شما اگر در قطب شمال باشید بلوک های یخ را می برید و تبدیل می کنید به خانه های اسکیمویی که ما میبینیم چقدر هم زیباست  و کار میکند، آن هم در آن سرما که از دست سرما می روند و تویش زندگی میکنند. میروم کم کم به کشورهایی مثل سوئد و نروژ میرسیم که  جنگل زیاد دارند و از چوب استفاده می کنند و معماری چوبی خوب دارند. به شهر تیماکتو در غرب آفریقا نگاه میکنیم میبینیم چون اونجا اصلا درخت نیست معماری فوق العاده کاهلگی دارند که متاسفانه بوکوحرام و این ها مقداریش رو خراب کردند که الان دارند درست می کنند. بعد که می آییم به ایران من همیشه از خودم میپرسم که چرا از سنگ استفاده نمی کنند. شاید به خاطر این که همیشه در ادبیات ایران بوده که تو امروز را خوش باشد، فردا را نمی دانی چه می شود. شاید امروز زنده ای تا فردا. این است که نمی روند طرف مصالح درستی که بتواند بماند. در صورتی که به پاکستان که می رویم از سنگ استفاده می کنند. مصر همینطور. سوریه همینطور. و این ها همه الهام می گیرند از طبیعت خودشان. پس اگر تعریف معماری را بکنید و نحوه ساختتان درست باشه خودبخود زیبایی بوجود می آید. زیبایی از بهترین نوع مهندسی در پوشش دادن به یک فعالیت انسانی با مصالحی که در دست دارید.»

کیوان خسروانی در مورد کمبودهای فرهنگی مردم ایران می گوید:

«آن چیزی که متاسف می کرد مرا از وضع فکری مردم ایران این بود که مردم در ایران حرف های روزشان این همه شایعات عجیب و غریب است، که البته الان هم ادامه دارد. وقتی این ها را میدیدم با یک حالت یاس به آینده ایران نگاه میکردم، یاسی که هنوز هم وجود دارد.»

کیوان خسروانی از جمله این شایعات عجیب و غریب، که خودش قربانی یکی از آن ها بود، به شایعه «ازدواج دو مرد از فرزندان مقامات بلند پایه کشور در هتلی به نام کومودور در تهران» اشاره کرد که ادعا شده بود او نیز یکی از میهمانان آن مراسم ازدواج بوده است. خسروانی می گوید این شایعه در حالی در همه جا به عنوان یک رویداد واقعی به ثبت رسیده است که امروز با گذشت بیش از نیم قرن هنوز حتی یک عکس یا مدرک دیگری از این مراسم ادعایی منتشر نشده است. او به شایعات عجیب و بی پایه دیگری نیز در این مصاحبه اشاره کرده است.

خسروانی می گوید او در همان زمان می دانست که این ها بخشی از برنامه ریزی ها برای به سقوط کشاندن نظام شاهنشاهی بوده است در حالی که به گفته او  نظام شاهنشاهی می توانست با اتخاذ روش های درست جلوی این شایعات را بگیرد. 

کیوان خسروانی پس از یک هجوم  به دانشجویان دانشگاه هنرهای زیبای تهران توسط نیروهای امنیتی وقت بشدت کتک خورد و متعاقب آن تصمیم گرفت که ایران را ترک کند. او که شاگرد اول دانشگاه بود و به زبان های فرانسه، انگلیسی و ایتالیایی تسلط کامل داشت یک سال پیش از انقلاب ایران و در سال ۱۹۷۸ میلادی به فرانسه رفت، بی آن که بداند هرگز به سرزمینی که اینچنین به
جلوه‌های سنتی و فرهنگی اش عشق میورزید باز نخواهد گشت.

کیوان خسروانی در روز پنج شنبه ۳ سپتامبر ۲۰۲۶ میلادی، به صورت خودخواسته و در سن ۸۸ سالگی و در اوج تنهایی به زندگی خود پایان داد.

او شکوه طلوع و غروب یک ایرانی اصیل بود.

ضمیمه: متن کامل مصاحبه کیوان خسروانی با رایو فرانسه، سال ۲۰۱۵ میلادی

استکهلمیان را در شبکه اجتماعی مورد علاقه خودتان دنبال کنید

اگر نظری در باره این مطلب دارید می توانید در زیر آن را بیان کنید
 

www.stoc
© 2026 Stockholmian. All rights reserved.
تمامی حقوق برای استکهلمیان محفوظ است. بیان شفاهی بخش یا تمامی یک مطلب از استکهلمیان در رادیو, تلویزیون و مشابه آن با ذکر واضح "استکهلمیان دات کام" بعنوان منبع مجاز است. هر گونه  استفاده  کتبی از بخش یا تمامی یک مطالب از استکهلمیان در سایتهای اینترنتی در صورت قرار دادن لینک مستقیم و قابل کلیک به آن مطلب در استکهلمیان مجاز بوده و در رسانه های چاپی نیز در صورت چاپ واضح "استکهلمیان دات کام" بعنوان منبع مجاز است.



 


 

Stockholmian
استکهلمیان استکهلم سوئد