|

برای تصویر بزرگتر بر روی عکس کلیک کنید
آخرین بروز رسانی: ۲۷ اوت ۲۰۲۶
از ختنهسوران تا ریکسداگ؛ وقتی سیاستمداران هم میگویند: اورا
دعوت کنی من نمیآیم!
استکهلمیان - این روزها دیگر «قهر» بودن اعضای خانوادههای ایرانی پدیده نادری
نیست. این روزها شنیدن خبر قهر بودن خواهرها و برادرها و حتی قهر بودن پدر و
مادر و فرزندان هم دیگر ابرویی را بالا نمیبرد. متعاقب این قهر و قهرکشی، ترتیب
دادن جشن تولد و عروسی و نامزدی و ختنهسوران هم چندان راحت نیست. یکی میگوید:
«اگر فلانی باشد، من نمیآیم.» دیگری میگوید: «اگر فلانی را دعوت کنید، روی من
حساب نکنید.» یکی هم احتمالاً در آخر میگوید: «من با همه قهر نیستم، ولی با او
سر یک سفره نمینشینم!»
حالا اگر تصور میکنید این بچهبازیها
و قهر و قهرکشی فقط بین آدمهای معمولی اتفاق میافتد، سخت در اشتباهید. در
دنیای سیاست هم رفتارهای بسیار مشابهی وجود دارد؛ با این تفاوت که آنجا به جای
جشن تولد و عروسی، صحبت از تشکیل دولت و اداره یک کشور است و به جای اینکه کسی
بگوید «اگر فلانی بیاید، من نمیآیم»، سیاستمدار میگوید: «اگر فلان حزب در
دولت باشد، ما در آن دولت نخواهیم بود.» و این روزها در سیاست سوئد، این ماجرا
واقعاً دیدنی شده است.
سوئد در ۱۳ سپتامبر ۲۰۲۶ به پای
صندوقهای رأی میرود و هشت حزب در پارلمان سوئد حضور دارند: حزب
سوسیالدموکرات، حزب دموکراتهای سوئد، حزب میانهرو (مدرات)، حزب چپ، حزب مرکز
(سنتر)، حزب دموکراتمسیحی، حزب محیط زیست (سبز) و حزب لیبرال.
از نظر ریاضی، بعد از انتخابات میتوان
ترکیبهای مختلفی را روی کاغذ تصور کرد؛ اما مشکل اینجاست که احزاب ظاهراً روی
کاغذ را دوست دارند، ولی وقتی صحبت از نشستن کنار یکدیگر در اتاق دولت میشود،
ناگهان صندلیها کم میآید! در واقع، در آستانه انتخابات ۲۰۲۶، مسئله فقط این
نیست که کدام حزب چند درصد رأی میآورد؛ مسئله مهمتر این است که کدام حزب حاضر
است با کدام حزب سر یک میز بنشیند و کدام حزب میگوید: «هر جا او هست، من
نیستم.»
در جناح راست، ماجرا نسبتاً سادهتر است. حزب مدرات، حزب دموکراتهای سوئد، حزب
دموکراتمسیحی و حزب لیبرال، که چهار حزب موسوم به احزاب تیدو هستند، اکنون به
طور کلی برای تشکیل یک دولت مشترک آمادگی دارند. مهمترین تحول سال ۲۰۲۶ این
بود که حزب مدرات رسماً اعلام کرد اگر این چهار حزب در انتخابات پیروز شوند،
دموکراتهای سوئد میتواند وارد دولت شود و حتی وزیر داشته باشد. اولف
کریسترسون اعلام کرده است که هدف، تشکیل یک دولت چهارحزبی شامل حزب میانهرو،
دموکراتهای سوئد، حزب دموکراتمسیحی و حزب لیبرال است و دموکراتهای سوئد در
چنین دولتی نفوذ سیاسی قابل توجهی خواهد داشت.
حزب لیبرال هم که تا همین چند ماه پیش میگفت به هیچ عنوان حاضر نیست در دولتی
با دموکراتهای سوئد بنشیند، در مارس ۲۰۲۶ چرخش مهمی انجام داد و اکنون حضور
دموکراتهای سوئد در دولت را پذیرفته است. یعنی اگر بخواهیم این ماجرا را به
زبان خانوادههای ایرانی ترجمه کنیم، لیبرالها قبلاً میگفتند: «اگر او را
دعوت کنید، من نمیآیم»، اما حالا ظاهراً گفتهاند: «باشد، دعوتش کنید، من هم
میآیم؛ فقط بگذارید اول درباره جای صندلیاش صحبت کنیم!»
بنابراین در طرف راست، چهار حزب مدرات، دموکراتهای سوئد، دموکراتمسیحی و
لیبرال، دستکم در اصل تشکیل دولت مشترک مشکل غیرقابلحلی با یکدیگر ندارند.
البته این به معنی آن نیست که با هم اختلاف سیاسی ندارند؛ اتفاقاً اختلاف زیاد
است، اما فعلاً اختلافاتشان از نوع «سر سفره چه غذایی بخوریم» است، نه «من
اصلاً سر این سفره نمینشینم». آنها اختلاف دارند، مذاکره میکنند و در نهایت
میتوانند زیر یک سقف سیاسی قرار بگیرند.
اما آن طرف میز، داستان بسیار پیچیدهتر است. حزب سوسیالدموکرات، حزب سنتر،
حزب چپ و حزب سبز همگی مخالف ادامه دولت راست هستند، اما خودشان هنوز دقیقاً
نتوانستهاند تصمیم بگیرند که بعد از پیروزی احتمالی چگونه دور یک میز بنشینند.
مهمترین قهر فعلی میان حزب سنتر و حزب چپ است. حزب سنتر بارها گفته است
که حاضر نیست حزب چپ در دولت حضور داشته باشد. الیزابت تاند رینگکویست، رهبر
حزب سنتر، حتی صریحاً اعلام کرده است که این حزب حاضر نیست دولتی را بپذیرد که
حزب چپ در آن حضور داشته باشد. حزب سنتر همچنین نمیخواهد دولت آینده برای
ادامه حیات خود به حمایت دموکراتهای سوئد وابسته باشد. بنابراین حزب سنتر
عملاً به حزب چپ میگوید: «بیا با هم صحبت کنیم، شاید در بعضی مسائل همکاری
کنیم، اما برای دولت مشترک لطفاً کت و شلوارت را نیاور!»
حزب چپ هم در مقابل، موضع خودش را دارد و آن هم موضع کوچکی نیست. حزب چپ در
کنگره خود در سال ۲۰۲۶ تصمیم گرفت اگر آرای این حزب برای تشکیل دولت لازم باشد،
خودش باید در دولت حضور داشته باشد. یعنی حزب چپ نمیخواهد دوباره نقش «حزب
پشتیبان بیرون از دولت» را بازی کند؛ میگوید اگر قرار است رأی ما دولت را سر
کار بیاورد، خودمان هم باید در دولت باشیم. در روزهای اخیر نیز این حزب تأکید
کرده است که نمیخواهد صرفاً از بیرون از دولت از یک دولت سوسیالدموکرات حمایت
کند. بنابراین اینجا یک صحنه بسیار جالب داریم: حزب سنتر میگوید «حزب چپ را در
دولت نمیخواهم»، و حزب چپ میگوید «اگر رأی من لازم باشد، من باید در دولت
باشم.» این دیگر قهر ساده خانوادگی نیست؛ این همان لحظهای است که عمو و دایی و
خاله و پدربزرگ هم وارد بحث میشوند و کسی حتی نمیداند جشن تولد را اصلاً در
چه سالنی باید برگزار کرد!
حزب سوسیالدموکرات در این میان نقش صاحبخانهای را دارد که همه را دعوت کرده
ولی هنوز نمیداند چند نفر سر میز خواهند نشست. ماگدالنا آندرشون رهبر حزب حاضر
نیست قبل از انتخابات خودش را به یکی از گزینههای حزب سنتر یا حزب چپ محدود
کند و گفته است میتواند با ترکیبهای مختلف همکاری کند. در عین حال، یک خط
قرمز بسیار روشن برای حزب سوسیالدموکرات وجود دارد: دموکراتهای سوئد. خانم
ماگدالنا آندرشون گفته است که حزبش حاضر نیست به هیچ صورتی با دموکراتهای سوئد
همکاری کند. بنابراین اگر قرار باشد سوسیالدموکراتها دولت تشکیل دهند،
دموکراتهای سوئد به احتمال بسیار زیاد همان مهمانی است که دعوتنامه برایش
ارسال نخواهد شد. این ها دقیقا همان دو تا «جاری» هستند که تصور نمی شود تا
دنیا دنیاست سری به خانه یکدیگر بزنند و هیج فرصتی را برای گفتن غیبت پشت سر
یکدیگر از دست نمی دهند.
اما وضعیت حزب سبز هم جالب است. حزب سبز از یک طرف مخالف حضور دموکراتهای سوئد
در دولت است و به طور کلی خواهان پایان دولت دست راست است. از طرف دیگر، در
روزهای اخیر آماندا لیند، رهبر (خودشان می گویند سخنگو) حزب سبز، گفته
است که حضور حزب دموکراتمسیحی در یک دولت مشترک برای او «غیرممکن» است. این
موضع، پیشنهاد حزب مرکز برای تشکیل دولتی شامل سوسیالدموکراتها، حزب سنتر،
حزب دموکراتمسیحی و حزب سبز را با مشکل جدی روبهرو میکند. حزب سبز در عین
حال حاضر است درباره همکاری با حزب چپ گفتوگو کند. یعنی در این مهمانی سیاسی،
حزب سبز میگوید: «حزب چپ؟ باشد، میتوانیم صحبت کنیم. حزب سنتر؟ مشکلی نیست.
اما اگر حزب دموکراتمسیحی هم بیاید، «من اصلا نمیآیم». و البته درباره
دموکراتهای سوئد هم پاسخ از قبل روشن است: «آنها اصلاً دعوت نیستند!»
به این ترتیب، اگر بخواهیم وضعیت سیاست سوئد در آستانه انتخابات ۲۰۲۶ را با
زبان همان مهمانی خانوادگی توضیح دهیم، احزاب مدرات، دموکراتهای سوئد،
دموکراتمسیحیها و لیبرالها فعلاً یک سفره نسبتاً پهن شده دارند و حتی درباره
اینکه چه کسی کجا بنشیند صحبت کردهاند.
حزب سوسیالدموکرات میخواهد مهمانی
خودش را بدهد و سفره خودش را پهن کند، اما دموکراتهای سوئد را اصلا دعوت
نمیکند. حزب سنتر میگوید حاضر است کنار سوسیالدموکراتها سر یک سفره بنشیند،
اما حزب چپ نباید حتی وارد اتاق شود و دولت هم نباید به دموکراتهای سوئد
وابسته باشد. حزب چپ میگوید اگر قرار است رأی من برای برگزاری مهمانی لازم
باشد، من فقط به شرطی میآیم که خودم هم سر سفره باشم. حزب سبز میگوید با
سوسیالدموکراتها، حزب سنتر و حزب چپ میتوان صحبت کرد، اما حزب دموکراتمسیحی
برایش خط قرمز است و دموکراتهای سوئد هم اصلاً جایی در کنار سفره که همان دولت
مورد نظرش است ندارد.
حزب لیبرال هم که زمانی میگفت «دموکراتهای سوئد نباید سر سفره بنشیند»، حالا
در کنار همان حزب نشسته و برایش جای وزیر هم در نظر گرفته شده است. سیاست سوئد
در این مقطع واقعاً چیزی بین تشکیل دولت و برگزاری یک جشن خانوادگی پرتنش است؛
با این تفاوت که در جشن خانوادگی اگر یکی قهر کند، نهایتاً کیک اضافه میآید،
اما در سیاست اگر یکی قهر کند، ممکن است اصلاً دولت تشکیل نشود و امور حیاتی
کشور معطل بماند!
بعد از انتخابات پارلمانی سال ۲۰۱۸ در سوئد این قهر و قهرکشی و مداخله ریش
سفیدها و راضی کردن این و آن بر روی نشستن روی یک سفره مشترک ۴ ماه و نیم به
طول انجامید و کشور در این مدت بدون دولت دارای اختیار بود.
در انتخابات پارلمانی سال ۲۰۱۰ در بلژیک تشکیل دولت ۵۴۱ روز یعنی بیش از
۱۸ ماه طول کشید، که رکورد اروپا بشمار می رود.
البته یک تفاوت بسیار مهم وجود دارد که نباید در میان این شوخیها فراموش شود.
احزاب سیاسی خانواده نیستند و انتخابات هم مهمانی خانوادگی نیست. احزاب مختلف
نماینده میلیونها شهروند سوئدی هستند و هر کدام از آنها بر اساس آرای مردم
وارد پارلمان میشوند. بنابراین وقتی یک حزب میگوید «ما حاضر نیستیم با حزب X
در دولت باشیم»، این از نظر قانونی کاملاً مشروع است و هیچ حزبی را نمیتوان
مجبور کرد با حزب دیگری ائتلاف کند. اما از منظر دموکراتیک، یک پرسش جدی باقی
میماند: وقتی حزبی که صدها هزار یا حتی میلیونها رأی شهروندان را به دست
آورده، صرفاً به دلیل اینکه حزب دیگری حاضر نیست با آن همکاری کند، از امکان
حضور در ساختار قدرت کنار گذاشته میشود، آیا بخشی از رأیدهندگان آن حزب نیز
به نوعی نادیده گرفته نمیشوند؟
البته این استدلال به هیچ وجه به این معنا نیست که هر حزب باید با هر حزب دیگری
وارد دولت شود. اختلاف ایدئولوژیک، اختلاف در ارزشها و اختلاف در سیاستهای
اقتصادی و اجتماعی دلایل مشروعی برای همکاری نکردن هستند. دموکراسی دقیقاً برای
همین است که مردم بتوانند میان گزینههای متفاوت انتخاب کنند. اما بین «با این
حزب اختلاف سیاسی دارم و نمیخواهم سیاستهایش را اجرا کنم» و «این حزب رأی
مردم را گرفته، اما من حاضر نیستم حتی با آن گفتوگو کنم» تفاوت مهمی وجود
دارد. سیاستمدار بالغ و مسئولیت پذیر کسی نیست که با همه موافق یا مخالف باشد؛ سیاستمدار
بالغ کسی است که بتواند حتی با مخالف سیاسی خود نیز بنشیند، مذاکره کند،
اختلافاتش را روی میز بگذارد و اگر لازم شد برای اداره کشور به توافق برسد.
در نهایت، شاید مشکل اصلی سیاست سوئد در سال ۲۰۲۶ این نباشد که احزاب با یکدیگر
اختلاف دارند؛ اختلاف، ذات سیاست است. مشکل زمانی آغاز میشود که اختلاف سیاسی
تبدیل به قهر سیاسی شود و جمله «با آنها همکاری نمیکنیم» جای جمله «با آنها
اختلاف داریم، اما حاضر به مذاکره هستیم» را بگیرد.
رأیدهنده سوئدی در روز ۱۳ سپتامبر به احزاب و دیدگاههای مختلف رأی خواهد داد.
بعد از بسته شدن صندوقها، آن احزاب هنوز وجود خواهند داشت، حتی اگر
بعضیهایشان از نتیجه انتخابات خوششان نیاید. آنها باید کشور را اداره کنند، نه
اینکه مثل اعضای یک خانواده قهر کرده، پشت در اتاق بایستند و بگویند: «اگر او
داخل است، من نمیآیم!» چون در نهایت این مراسم ختنه سوران نیست که لغو میشود؛
این بار اداره یک کشور معطل می ماند.
استکهلمیان را در شبکه اجتماعی مورد علاقه خودتان دنبال کنید

اگر نظری در باره این مطلب دارید می توانید در زیر
آن را بیان کنید
|
www.stockholmian.com
©
2026
Stockholmian. All rights reserved.
تمامی حقوق برای
استکهلمیان محفوظ است. بیان شفاهی بخش یا تمامی یک مطلب از استکهلمیان در
رادیو, تلویزیون و مشابه آن با ذکر واضح "استکهلمیان دات کام" بعنوان منبع مجاز
است. هر گونه
استفاده
کتبی از بخش یا تمامی یک مطالب از استکهلمیان در سایتهای اینترنتی در
صورت قرار دادن لینک مستقیم و قابل کلیک به آن مطلب در استکهلمیان مجاز
بوده و در رسانه های چاپی نیز در صورت چاپ واضح
"استکهلمیان دات کام" بعنوان منبع مجاز است. |
|