|

محمد ظاهر شاه و همسرش ملکه حمیرا در کنار جان اف کندی رئیس جمهوری آمریکا
واشنگتن - سپتامبر ۱۹۶۳
آخرین بروز رسانی: ۱۴ مارس ۲۰۲۶
صد سال تحولات افغانستان: نگاهی گذرا به تاریخ خونین این کشور
از ظاهرشاه تا طالبان
استکهلمیان – اگر بخواهیم تاریخ معاصر افغانستان را در یک
واژه خلاصه کنیم، شاید آن واژه «خون» باشد. افغانستان در نیمقرن گذشته یکی از
خونینترین دورههای تاریخ خود و حتی در میان ملتهای جهان را تجربه کرده است.
شباهتهای میان تاریخ معاصر ایران و افغانستان و سرنوشتی که برای این دو ملت
رقم خورده، در بسیاری از موارد شگفتانگیز است:
دوران پادشاهی در دهههای ۶۰ و ۷۰ میلادی؛ دورهای همراه با رشد و حضور پررنگ
زنان در جامعه، شکوفایی فرهنگ، هنر، موسیقی و سینما، و تبدیل شدن این کشورها به
مقصدی برای جهانگردان از گوشه و کنار جهان.
فاجعهای که با قدرتگیری اسلامگرایان افراطی و جریانهای کمونیستی و همچنین
با دخالت دولتها و بازیگران خارجی رقم خورد؛ آغازی بر بیش از نیم قرن خشونت،
جنگ و بیثباتی که تا امروز ادامه دارد. پایان دوران آرامش و امنیت، فروپاشی
امید، و آغاز یکی از بزرگترین موجهای مهاجرت جمعی در تاریخ این دو کشور.
استکهلمیان با همکاری همکاران افغان و ایرانی خود، مروری کوتاه بر تاریخ صد
ساله افغانستان را به خوانندگان تقدیم میکند؛ با این امید که آشنایی بیشتر با
تاریخ دو همسایه همزبان، و درس گرفتن از آنچه گذشته است، راه را برای دستیابی
به ایران و افغانستانی آزاد، دوست و آباد برای هر دو ملت هموارتر سازد.
نگاهی گذرا به تاریخ خونین افغانستان از ظاهرشاه تا طالبان
برای درک این چرخه شگفتانگیز از خشونت در افغانستان، باید ابتدا به پایان دوره
پادشاهی و شخصیت مهمی در تاریخ این کشور نگاه کنیم: محمد ظاهر شاه که پس از به
قتل رسیدن پدرش نادرشاه به پادشاهی افغانستان رسید.

محمد نادر شاه
محمد نادر شاه پادشاه افغانستان، و پدر محمد ظاهر شاه، در روز ۱۷ نوامبر ۱۹۳۳
در مراسم اعطای جوایز یک تیم فوتبال، با شلیک گلوله یک نوجوان حاضر در مراسم،
کشته شد. قاتل محمد نادرشاه، دانشآموزی به نام عبدالخالق (دستپرورده خاندان
امیر حبیبالله کلکانی) بود که از عملکرد نادرشاه و پیشینیان او ناراضی بود.

محمد ظاهر شاه جوان
دوران محمد ظاهر شاه – آخرین پادشاه افغانستان
پس از مرگ پدرش،
محمد ظاهر شاه از سال ۱۹۳۳ تا ۱۹۷۳ به مدت ۴۰ سال پادشاه افغانستان بود. او در
زمان مرگ پدرش تنها جوانی ۱۹ ساله بود و عموهایش تا سالها هدایت امور کشور به
عنوان نائبالسلطنه در دست داشتند.
افغانستان برخلاف دورههای قبل و بعد، در زمان پادشاهی محمد ظاهر درگیر هیچ
جنگی نبود و همچنین در جنگ جهانی دوم (۱۹۳۹ تا ۱۹۴۵)، اعلام بیطرفی کرد.
محمد ظاهر شاه در سال ۱۹۶۴، قانون اساسی جدید کشور را به اجرا گذاشت. این
قانون، بعدها در سال ۲۰۰۱ با سقوط طالبان، به عنوان قانون اساسی موقت (با حذف
مواد مربوط به سلطنت) پذیرفته شد. در طی تصویب قانون اساسی، همه احزاب آزاد
شمرده شدند و گام مهمی در جهت مردمسالاری در تاریخ افغانستان برداشته شد که
البته همین منجر نارضایتی خاندان سلطنتی مخصوصاً پسرعمو وی یعنی محمد داوودخان
شد.

محمد ظاهر شاه افغانستان و محمد رضا شاه ایران
واژهٔ افغان برای نخستین بار در سال ۱۹۶۴ و در قانون اساسی تصویبی، با تعریفی
جدید به معنی همهٔ افراد شهروند کشور افغانستان بهکار رفت.
محمد ظاهر شاه به قصد مدرنیزه کردن افغانستان، به اصلاحات مختلف سیاسی،
اقتصادی، آموزشی، درمانی و رفاهی زد. زیرساختهای آموزشی، درمانی و رفاهی برپا
و چهره شهرهای بزرگ افغانستان دگرگون شد و حتی در گردشگری افغانستان نیز
تحولاتی صورت گرفت و گردشگران زیادی بابت طبیعت و تاریخ افغانستان به آنجا
میآمدند. افغانستان در میان هیپیهای آمریکایی یکی از محبوبترین مقاصد
گردشگری شد.

ظاهرشاه در کنار ملکه الیزابت دوم
محمد ظاهر شاه اولین کسی بود که دوباره مسئله پوشش اختیاری زنان در افغانستان
را مطرح کرد ولی اینبار نه مانند دوره امانالله خان به سرعت، بلکه به آرامی و
به تدریج. او اول از ارکان حکومتی خواست تا دیگر زنهای خود را در چادر و
چاقچور نپیچند. به این ترتیب نخست همسران مقامات دولتی حجاب خود را کنار
گذاشتند و به دنبال آن جامعه کمکم به رفع حجاب عادت کرد.

تصویر قدیمی از توریست های خارجی در پس کوچه های کابل که برای سیاحت به
افغانستان آمده بودند
دوره چهل ساله محمد ظاهر شاه را همچنین دوران رشد اقتصادی افغانستان نیز
میدانند. در دوره او عرصه بانکداری به سرعت رشد کرد و چندین بانک در افغانستان
ایجاد شد. همچنین تجارت بینالمللی نیز رشد کرد و صادرات افغانستان به خارج که
بیشتر مواد خام بود، گسترش پیدا کرد.

استاد مهوش هنرمند شهیر افغانستان در اجرایی به دعوت تلویزیون ملی ایران
تهران ۱۹۷۸
بعد از تصویب سومین قانون اساسی افغانستان در سال ۱۹۶۴، برای نخستین بار زنان
حق رأی و انتخاب شدن به عنوان نماینده مجلس را به دست آوردند، یک سال پس از
زنان ایران. پس از آن، در انتخابات پارلمانی ۱۹۶۵ زنان هم رأی دادند و هم برای
نخستین بار نماینده زن به پارلمان راه یافت.

زنان افغانستان
بعد از این
تغییرات قانونی، شماری از زنان به مناصب بلند حکومتی تعیین شدند و از جمله خانم
کبرا نورزی در سال ۱۹۶۵ به عنوان «وزیر صحیه» منصوب شد و نامش به عنوان اولین
زنی که در تاریخ افغانستان به مقام وزارت رسیده در تاریخ این کشور به ثبت رسیده
است. کبرا نوروزی تقریبا همزمان با دکتر فرخ رو پارسا نخستین وزیر زن ایران به
وزارت رسید.

کبرا نوروزی (وسط با عینک)، نخستین زن وزیر تاریخ افغانستان
پایان عصر پادشاهی و آغاز دوره خونین از تاریخ افغانستان
در سال ۱۹۷۳ هنگامی که ظاهر شاه برای درمان بیمارش چشم در ایتالیا بود،
پسرعمویش محمد داوود خان علیه او کودتا کرد. سلطنت پایان یافت و افغانستان
جمهوری اعلام شد. ظاهر شاه به تبعید رفت و نزدیک به سی سال در تبعید بود.
پس از پایان سلطنت محمد ظاهر شاه در سال ۱۹۷۳، افغانستان وارد یکی از
خونینترین و پرتلاطمترین دورههای تاریخ خود شد. در این دوره نهتنها چندین
دولت سقوط کرد، بلکه بسیاری از رهبران کشور در کودتا، ترور یا اعدامهای
خشونتآمیز جان باختند. دورهای که در آن کودتا، جنگ داخلی و ترور رهبران سیاسی
به امری تکراری تبدیل شد.
برکناری محمد ظاهر شاه با کودتای پسرعمویش
محمد داوود خان
دوره حکومت: ۱۹۷۳ تا ۱۹۷۸

محمد داود خان
محمد داود خان که در سالهای ۱۹۵۳ تا ۱۹۶۳، نخستوزیر بود، با یاری حزب
کمونیست
«دموکراتیک خلق افغانستان» و پشتیبانی اتحاد جماهیر شوروی با یک کودتا، محمد
ظاهرشاه را از قدرت خلع کرده و با پایان دادن به نظام پادشاهی، در افغانستان
نظام جمهوری تکحزبی اعلام کرد. محمد ظاهرشاه که در آن زمان، در حال انجام عمل
جراحی بر روی چشم خود در شهر رم، پایتخت ایتالیا به سر میبرد، خلع قدرت را
پذیرفت و به دوره چهل و چهار ساله حکومت بارکزیها پایان داد. او به مدت ۲۹ سال
در ایتالیا در تبعید به سر میبرد و در دوره حکومت کمونیستها در افغانستان،
ممنوعالورود شده بود. خلع محمد ظاهر شاه و سقوط نظام سلطنتی در افغانستان
خانواده سلطنتی ایران را بشدت شوکه کرد. موضوعی که در خاطرات اسداالله علم نیز
به آن اشاره شده است.
پایان خونین حکومت محمد داوود خان
محمد
داوود خان سمت رئیسجمهوری را تا روزی که به شکل فجیعی توسط حزب «دموکراتیک خلق
افغانستان» که به عنوان «انقلاب ثور» شناخته میشود کشته شود برعهده داشت. در
آوریل ۱۹۷۸ نیروهای ارتش که با حزب کمونیست همکاری میکردند به کاخ
ریاستجمهوری در کابل حمله کردند.
در
داخل کاخ ریاست جمهوری درگیری شدیدی رخ داد. گزارشهای تاریخی نشان میدهد که
داوود خان پیشنهاد تسلیم را رد کرد و او و محافظانش مقاومت کردند. پس از سقوط
کاخ، داوود خان به همراه چندین عضو خانوادهاش بازداشت شد.
پس
از دستگیری، او به همراه بیشتر اعضای خانوادهاش از جمله همسر و برادرش توسط
حزب دموکراتیک خلق افغانستان به قنل رسیدند و پیکرهای آنها در مکانی ناشناس به
صورت دستهجمعی خاک شد. سالها بعد بقایای آنان در یک گور دستهجمعی مخفی کشف
شد.
نورمحمد ترهکی
دوره
حکومت: ۱۹۷۸ تا ۱۹۷۹
پس
از کودتا نورمحمد ترهکی رهبر افغانستان شد و ضمن سرکوب مخالفان اصلاحات
کمونیستی گستردهای اجرا کرد که باعث شورشهای گسترده در سراسر کشور شد.
همزمان اختلاف قدرت میان او و نخستوزیرش حفیظالله امین به
سرعت شدت گرفت.
روز ۱۱ سپتامبر سال ۱۹۷۹ ترهکی در بازگشت از مسکو به کابل، در فرودگاه مورد
استقبال حفیط الله امین قرار گرفت. اندکی بعد، ترهکی به جای گزارش دادن به
کابینه دربارهٔ سفرش، بهطور غیرمستقیم سعی کرد تا حفیظ الله امین را از سمت
خود برکنار کند. او با هدف خنثی کردن قدرت و نفوذ امین به او پیشنهاد خدمت در
خارج از کشور به عنوان سفیر را داد، اما امین این پیشنهاد را رد کرد. روز بعد
ترهکی امین را برای ناهار به ارگ ریاست جمهوری دعوت کرد. امین این پیشنهاد را
رد کرد و اظهار داشت که استعفای آنها را به نهار خوردن ناهار با آنها ترجیح
میدهد. پوزانوف، سفیر شوروی، توانست امین را متقاعد کند که به همراه سید داود
تارون، رئیس پلیس، و نواب علی، افسر اطلاعاتی، از ارگ بازدید کنند. در روز
۱۴
سپتامبر ۱۹۷۹ در داخل کاخ، محافظان داخل ساختمان به بازدیدکنندگان آتش گشودند.
تارون (رئیس پلیس) کشته شد اما امین فقط مجروح شد و به سمت خودرویش فرار کرد و
به سمت وزارت دفاع رفت. اندکی بعد، امین ارتش را در حالت آماده باش قرار داد و
دستور بازداشت ترهکی را داد و با سفیر شوروی در مورد این حادثه تلفنی تماس گرفت.
عصر همان روز ساعت
۱۸،۳۰
تانکهای سپاه چهارم زرهی وارد شهر شدند و در ساختمانهای دولتی را تسخیر
کردند. امین با گروهی از افسران ارتش به ارگ آمد و ترهکی را بازداشت کرد.
شوروی سعی کرد امین را از اخراج ترهکی و یارانش از سمتهایشان منصرف کند، اما
امین نپذیرفت. در
۱۵
سپتامبر، یک گردان شوروی در میدان هوایی بگرام و
سفارت برای نجات ترهکی در حالت آماده باش قرار گرفتند، اما هرگز به آنها دستور
داده نشد که تحرکی انجام دهند زیرا مقامات شوروی احساس میکردند که نیروهای
امین برتری دارند.
رادیو
کابل در ساعت
۸
شب
۱۶
سپتامبر اعلام کرد که ترهکی به صدر هیئت رئیسه حزب دموکراتیک خلق افغانستان
اطلاع داده است که دیگر قادر به ادامه وظایف خود نیست و در نتیجه حزب ، امین را
به عنوان دبیرکل جدید حزب انتخاب کرد. بنا بر گزارشها، پس از دستگیری ترهکی،
امین این حادثه را با لئونید برژنف رهبر اتحاد جماهیر شوری در
میان گذاشت و گفت: "ترهکی هنوز زنده است. من با او چه کنم؟ برژنف پاسخ داد که
این انتخاب اوست. امین که اکنون معتقد بود از حمایت کامل شوروی برخوردار است،
دستور قتل ترهکی را صادر کرد.

مرگ ترهکی در
۸
اکتبر
۱۹۷۹
زمانی اتفاق افتاد که او به دستور امین (بر اساس اکثر روایتها) توسط سه مرد با
بالش خفه شد. وقتی آن سه مرد به ترهکی دستور دادند که روی تخت دراز بکشد تا او
را بکشند، او نه مقاومت کرد و نه چیزی گفت.
جسد او را شبانه مخفیانه دفن کردند. این خبر برژنف را، که به ترهکی تضمین داده
بود تا از او محافظت کند، شوکه کرد. این قضیه یکی از دلایل حمله دو ماه بعد
شوروی بود. رسانههای افغانستان دو روز بعد گزارش دادند که ترهکی به دلیل «یک
بیماری سخت» درگذشت و هیچ اشاره ای به قتل او نشد.
در روزی که ترهکی کشته شدت،
۲۸
زن و مرد از خانواده بزرگ ترهکی (به علاوه همسر و برادرش) در زندان پلچرخی زندانی
شدند.
حفیظالله امین
دوره
حکومت: ۱۹۷۹
حفیظ
الله امین
پس از کشتن ترهکی به قدرت رسید، اما اتحاد جماهیر شوروی به او بیاعتماد بود و
گمان میکرد ممکن است به سمت آمریکا متمایل شود.
در دسامبر ۱۹۷۹، شوروی تصمیم گرفت حکومت او را سرنگون کند.
روز ۲۷ دسامبر سال ۱۹۷۹ هواپیماهای اتحاد جماهیر شوروی یکی پس از دیگری در
فرودگاههای نظامی افغانستان به زمین نشستند.

حفیظ الله امین
حفیظ الله امین که در اواخر عمر
خود به همراه اطرافیان و محافظان خود به قصر تاج بیگ در
دارالامانِ کابل کوچ کرده بود در همان روز توسط مأمور ک
گ ب که
به عنوان آشپز استخدام شده بود، مسموم شد.
اما سرگرد جانداد، فرماندۀ محافظان ریاست جمهوری، دستور آوردن پزشکان از
شفاخانۀ نظامی چهارصد بستر کابل را داد. دو پزشک موفق شدند که پس از چند ساعت
امین را به هوش بیاورند. با این وجود در بین ساعت ۱۸ و ۱۹،۳۰ نیروهای ک گ ب
توانستند که نیروهای محافظ کاخ را از سد راه خود برداشته و وارد کاخ شوند. به
گفته شاهدان این نیروها هر جنبندهای را که میدیدند میکشتند. تعدادی از
اعضای خانواده و نزدیکان حفیظ الله امین نیز در درگیری جان باختند.

نیروهای
کگب موفق شدند وارد اتاقی شوند که امین و خانواده اش در آن پناه گرفته
بودند. نیروهای ک گ ب یک بمب دستی/نارنجک به داخل اتاق انداختند. نیروهای ک گ
ب مدعی شده بودند که امین و فرزند خردسالش توسط نارنجک پرتاب شده، کشته
شدهاند. اما پزشکی که جسد امین را پس از این حمله دیده بود، مدعی شد که بر سر
امین ۳ گلوله شلیک شده بود. شب هنگام جسد امین را در قالی پیچانده و در نزدیک
کاخ ریاست جمهوری و بدون هیچ نشانیای خاک کردند. دیگر اعضای خانوادۀ امین که
زنده مانده بودند به زندان پلچرخی انتقال داده شدند. در همان شب صدای ببرک
کارمل از رادیو کابل پخش شد که اعلامیۀ سرنگونی دولت امین را میداد.
ببرک
کارمل
دوره
حکومت: ۱۹۷۹ تا ۱۹۸۶
پس
از قتل فجیع حفیظ الله امین، شوروی ببرک کارمل را به عنوان رهبر جدید افغانستان
منصوب کرد.
اما جنگ افغانستان با گروههای مجاهدین شدت گرفت و حکومت او با
مشکلات زیادی روبهرو شد.
با رویکار آمدن میخائیل گورباچف به عنوان رئیسجمهوری شوروی
سابق، سیاستهای این کشور هم در مورد افغانستان تغییر کرد و مقدمات کنار زدن
ببرک کارمل از قدرت هم در افغانستان آغاز شد.
ببرک کارمل تحت فشار اتحاد جماهیر شووری از دبیر کلی حزب دموکراتیک خلق کنار
زده شد و متعاقب آن از ریاست جمهوری عزل و به جای او محمد نجیبالله قدرت را
بهدست گرفت.

کارمل پس از استعفایش چند سال در مسکو بود و در تابستان ۱۹۹۲ به افغانستان
بازگشت اما دیگر هرگز سهمی در سیاست پرآشوب افغانستان به دست نیاورد.
کارمل در سالهایی که در حیرتان در
مرز با کشور ازبکستان زندگی
میکرد به شدت منزوی بود و با جهان بیرونی آن شهرک ارتباط زیادی نداشت. کسانی که
او را در این سالها دیده بودند میگویند او بسیار «خسته و درهم شکسته» بود.
او سالها در آن جاماند و پیش از سفر آخر به مسکو، دولت شوروی حتی به او ویزا
نداده بود که به دیدار خانوادهاش به مسکو برود. کارمل پس از سقوط شوروی، زمانی
که افغانستان در بحران داخلی فرورفته بود، ویزا دریافت کرد و برای مداوای
بیماری سرطان بار دیگر به مسکو رفت.
او سرانجام در ۳ دسامبر ۱۹۹۶ به علت سرطان کبد در
شهر مسکو درگذشت و جسد او را در شهرک بندری حیرتان، در شمال افغانستان به خاک
سپردند. ببرک کارمل یکی از معدود روسای دولت این دوره پر تلاطم از تاریخ
افغانستان است که به قتل نرسید.
محمد نجیبالله
دوره
حکومت: ۱۹۸۶ تا ۱۹۹۲
دکتر
محمد نجیبالله آخرین رئیسجمهور دولت کمونیستی افغانستان بود.
او که از دانشگاه کابل فارغ
التحصیل شده بود، پیش از ریاستجمهوری،جایگاههای گوناگون را در جمهوری
دموکراتیک افغانستان در اختیار داشت و از اعضای برجسته حزب
دموکراتیک خلق افغانستان بود.
نجیبالله در زمان حاکمیت حفیظالله امین، سفیر افغانستان در ایران شد و در
حکومت ببرک کارمل به
عنوان رئیس سازمان جاسوسی
افغانستان (خاد)
برگزیده شد. محمد نجیب الله
در
دوران تصدی خود به عنوان رهبر خاد، هزاران نفر از شهروندان ضد کمونیست، مخالفان
سیاسی و بنیادگراها را دستگیر، شکنجه و اعدام کرد. کارآمدی او توجه شورویها را
به خود جلب کرد.
به
همین دلیل، خاد به بیرحمی مشهور شد. همزمان، نجیب الله ریشههای سرقت، رشوه و
فساد را در ابعادی که قبلاً دیده نشده بود، از میان برداشت.

محمد نجیب الله اما در سمت ریاست جمهوری به تدریج از اصول اصلی و خطوط مرامی
حزب کمونیست صرف نظر کرد و در قانون اساسی، در اساسنامه و مرامنامهٔ حزب
تعدیلاتی به وجود آورد. نام حزب دموکراتیک خلق را به حزب وطن تبدیل
کرد و با برنامههای سازمان ملل در مورد کنارهگیری از قدرت، تشکیل حکومت موقت
و حتی انتخابات آزاد
موافقت نمود. وی یک لویه جرگه (مجلس ملی)
تشکیل
داد که بیش از
۸۰۰
نفر در آن حضور داشت و در آن جرگه قانون اساسی نیز تغییر داده شد. دکتر نجیب
الله در زمان پیشروی مجاهدین گنجینه باختر را که یکی از بزرگترین گنجینههای
تاریخ بشمار میرود را از موزه ملی به زیرزمین بانک مرکزی انتقال داد تا از
غارت در امان بماند. البته همینطور شد و در زمان جنگهای داخلی از دست
غارتگران در امان ماند تا بالاخره در زمان حامد کرزی از
آن رونمایی شد.
در دوران ریاست جمهوری وی، اتحاد جماهیر شوروی خروج نیروهای خود را از سال
۱۹۸۹
آغاز نمود و تا
۱۹۹۲
تمام نیروهای شوروی از خاک افغانستان بیرون رفتند. سیاست وی مصالحه با احزاب
جهادی برای رسیدن به یک تفاهم ملی بود. هرچند با خروج اتحاد جماهیر شوروی کمک
نظامی به دولت نجیب قطع شد، اما شورویها با کمکهای اقتصادی و اطلاعاتی از
رژیم وی حمایت کردند. در حالیکه پاکستان و ایالات
متحده به
حمایت خود از مجاهدین ادامه دادند. پس
از خروج ارتش شوروی در سال ۱۹۸۹،
دولت نجیبالله چند سال دیگر
توانست در برابر مخالفان مسلح مقاومت کند و ساختار حکومت را حفظ نماید.
محمد نجیب الله در طول دوران تصدی خود در سمت ریاست جمهوری سعی کرد با
فاصله گرفتن از سوسیالیسم به
نفع ناسیونالیسم افغانی، لغو نظام تکحزبی و
اجازه ورود غیرکمونیستها به دولت از طریق اصلاحات آشتی ملی، چهره جدیدی از
رژیم خود را برای مردم معرفی کند. در قانون اساسی سال
۱۹۹۰
همه اشارهها به کمونیسم حذف
شد و اسلام دین
رسمی اعلام گردید، تاجران تبعید شده نیز اجازه ورود به افغانستان یافتند. به
دلایل مختلف، چنین اصلاحاتی باید رژیم دکتر نجیب را از حمایت قابل توجهی
برخوردار میکرد اما پس از کودتای اوت در مسکو و فروپاشی
اتحاد جماهیر شوروی در
دسامبر
۱۹۹۱،
نجیبالله بدون حامی خارجی ماند
و میدان برای پاکستان جهت دخالت در امور داخلی افغانستان خالی تر از همیشه شد.
محمد نجیبالله یکی از مهمترین و در عین حال بحثبرانگیزترین شخصیتهای تاریخ
معاصر افغانستان به شمار میآید. او آخرین رئیسجمهور حکومت مورد حمایت اتحاد
شوروی در افغانستان بود و دوران زمامداریاش با جنگ داخلی، رقابتهای
ایدئولوژیک و تحولات بزرگ منطقهای همراه شد. سرنوشت او نیز به شکلی تراژیک با
سقوط حکومتش و تحولات سیاسی افغانستان گره خورد.
دوران ریاست جمهوری او از
۱۹۸۷
تا
۱۹۹۲
در مجموع حدود چهار سال و نیم طول کشید. در این دوره، افغانستان همچنان درگیر
جنگ میان دولت و گروههای مجاهدین بود و تحولات جهانی و داخلی به تدریج موقعیت
حکومت او را تضعیف کرد. فروپاشی اتحاد شوروی و کاهش حمایتهای مالی و نظامی از
دولت کابل، در کنار افزایش قدرت و پیشروی گروههای مجاهدین، باعث شد پایههای
حکومت نجیبالله سست شود. در نهایت در سال
۱۹۹۲
و
همزمان با نزدیک شدن نیروهای مجاهدین به کابل، حکومت او فروپاشید. نجیبالله
قصد داشت افغانستان را ترک کند، اما موفق به خروج از کشور نشد.
پس از سقوط حکومت، او به دفتر سازمان ملل متحد در کابل پناه برد. نجیبالله
حدود چهار سال در ساختمان سازمان ملل زندگی کرد و عملاً در وضعیت پناهندگی
سیاسی قرار داشت. در این مدت افغانستان وارد مرحلهای تازه از جنگهای داخلی
میان گروههای مختلف مجاهدین شد و بیثباتی سیاسی در کشور ادامه یافت.
قتل فجیع و تکان دهنده محمد نجیب االله و آغاز دوره سیاه نخست استیلای طالبان
سرنوشت نجیبالله در سال
۱۹۹۶
به شکل تراژیکی پایان یافت. چندی پیش از سقوط کابل به دست طالبان تلاش او برای
رساندن خود به فرودگاه توسط نیروهای عبدالرشید دوستم خنثیشده و بینتیجه ماند.
هندوستان نیز به او اجازهٔ پناهندگی در سفارتش را نداد و بیان کرد که اینکار
احتمالاً باعث ایجاد یک «رقابت شبهقارهای» شده و اقدامات تلافیجویانه در
برابر جامعهٔ هندو افغان را دربر خواهد داشت، و استدلال کرد که نجیب به مراتب
در ساختمان سازمان ملل متحد امنتر خواهد بود. تمام تلاشها شکست خورد و او در
نهایت در مقر سازمان ملل متحد در کابل پناهنده شد،جایی که او تا سال
۱۹۹۶
باقی ماند.
در سپتامبر سال ۱۹۹۶ زمانی که طالبان در حال ورود به کابل بودند، احمد شاه
مسعود به نجیب فرصتی داد تا از پایتخت فرار کند. نجیب خودداری کرد. دلیل اینکه
او چرا خودداری کرد دقیقاً مشخص نیست.
در شامگاه
۲۶
سپتامبر
۱۹۹۶
نجیب در ساختمان سازمان ملل متحد بود که نیروهای طالبان به سراغ او رفتند.
طالبان او را از ساختمان نمایندگی سازمان ملل بیرون کشیده و به بشدت شکنجه
کردند، سپس جسدش را در پشت خودرویی بستند و به شکل وحشیانه ای در خیابانهای
کابل به نمایش گذاشتند. سرنوشت برادر او، شاهپور، نیز همانگونه بود. صبح روز
بعد طالبان برای این که به مردم نشان بدهند که یک دورهٔ جدید آغاز شده، اجساد
نجیب و شاهپور را روبروی کاخ ریاست جمهوری ارگ (چهارراه آریانا) بر روی تیرهای
چراغ راهنمایی آویزان کردند. بنابر گزارش روزنامهنگار رابرت پری، طالبان برای
تمسخر، در میان انگشتان جسدهای بیجان محمد نجیب الله و برادرش پول و سیگار
گذاشتند. این واقعه به یکی از تلخترین و تکاندهندهترین رویدادهای تاریخ
سیاسی افغانستان در دهه
۱۹۹۰
تبدیل شد.

لحظه اعدام
محمد نجیب الله و برادرش پس از سقوط کابل به دست طالبان
۲۷ سپتاکبر ۱۹۹۶
طالبان مانع برگزاری مراسم تشییع جنازه، خواندن نماز و غسل میت برای نجیب و
شاهپور در کابل شدند. اجساد بعداً به کمیته بینالمللی صلیب سرخ تحویل داده شد
و پس از آن به گردیز در ولایت پکتیا انتقال یافت، جایی که اقوام احمدزی پس از
خواندن نماز و اجرای مراسم تشییع جنازهٔ اسلامی آنها را به خاک سپردند.
بسیاری بر این باورند که مرگ دکتر نجیب الله با حمایت سازمان جاسوسی ای اس آی
پاکستان برنامه ریزی و به دست طالبان به مرحله اجرا گذاشته شد.
امروزه نگاه به نجیبالله در افغانستان یکسان نیست. برخی او را سیاستمداری
میدانند که تلاش داشت کشور را از جنگ داخلی نجات دهد و سیاست «آشتی ملی» را
مطرح کرده بود. در مقابل، گروهی دیگر او را نماینده حکومتی میدانند که با
حمایت خارجی و در چارچوب نظام کمونیستی بر افغانستان حکومت میکرد. به همین
دلیل، شخصیت و کارنامه سیاسی او همچنان موضوع بحث و ارزیابیهای متفاوت در
تاریخ معاصر افغانستان است.
در سال های اخیر محمد نجیب الله در میان جوانان و نوجوانان افغان طرفداران
زیادی پیدا کرده، شاید به دلیل سخنرانی های وطندوستانه و آتشین خود که هر
وطندوستی را به وجد میآورد.
بعد
از سقوط حکومت محمد نجیبالله در سال ۱۹۹۲، قدرت در افغانستان چندین بار بین
گروهها و حکومتهای مختلف دستبهدست شد. بعد از محمد نجیب الله ظاهر
سیاستمداران افغان از لباس هاس شیک غربی و کراوات و همچنین حضور برجسته زنان که
هر دو به پدیده ای عادی در افغانستان تبدیل شده بودند رفته رفته رنگ باخت و با
عمامه و دستار و ریش های بلند برای مردان و حجاب برای زنان جایگزین
شد. پدیده ای که برای بسیاری از مردم افغانستان نامانوس بود.

زنان
افغانستان
دولت
مجاهدین
۱۹۹۲ تا ۱۹۹۶
پس از فروپاشی حکومت نجیبالله، مجاهدین وارد کابل شدند و دولت اسلامی
افغانستان تشکیل شد.
رهبران مهم این دوره:
صبغتالله مجددی
– رئیس دولت موقت برای حدود دو ماه.
پس از سقوط حکومت محمد نجیب الله، مجاهدین دولت موقت تشکیل دادند و مجددی برای مدت
کوتاهی رئیس دولت شد.
او بعدها از سیاست فاصله گرفت و در سال ۲۰۱۹ در کابل بر اثر
بیماری درگذشت.

صبغتالله مجددی
برهانالدین ربانی – رئیسجمهور بعدی
۱۹۹۲ تا ۱۹۹۶
برهان الدین ربانی رهبر حزب جمعیت اسلامی بود و در دوران جنگ داخلی کابل رئیسجمهور شد.
در سپتامبر
۱۹۹۶
طالبان کابل را تصرف کردند و حکومت ربانی سقوط کرد. اگرچه بسیاری از کشورها تا
مدتی هنوز دولت برهانالدین ربانی را به عنوان دولت رسمی افغانستان میشناختند.
اما در عمل داخل افغانستان، طالبان به رهبری ملا عمر حکومت
میکردند.

برهان الدین ربانی
سالها بعد، در سال ۲۰۱۱ و در حالی که ریاست شورای عالی صلح
افغانستان را بر عهده داشت، یک فرد که خود را پیامآور طالبان برای مذاکره صلح
معرفی کرده بود به خانه او رفت.
در هنگام دیدار بمبی که در عمامه خود پنهان کرده بود منفجر
شد. در این انفجار ربانی و چند نفر دیگر کشته شدند.
حکومت طالبان
۱۹۹۶ تا ۲۰۰۱
رهبر
اصلی:
ملا محمد عمر
پس
از تصرف کابل توسط طالبان، ملا محمد عمر رهبر حکومت طالبان شد و عنوان
«امیرالمؤمنین» بر خود نهاد.
او پس از حمله آمریکا در سال ۲۰۰۱ مخفی شد.
سالها بعد مشخص شد که او در سال ۲۰۱۳ بر اثر بیماری درگذشته
است.
طالبان «امارت اسلامی افغانستان» را اعلام کرد. در همین زمان
ربانی و متحدانش در شمال کشور مقاومت میکردند.
طالبان در این دوره به جنایاتی دست زدند که بشریت را
شرمگین ساخت. جنایاتی که زبان و قلم در توصیف آن عاجز است. بخش مهمی از آثار
باستانی بی نظیر افغانستان در زمان استیلای طالبان برای همیشه نابود شد.
دولت
موقت پس از سقوط طالبان ۲۰۰۱ تا ۲۰۰۴
حکومت طالبان که از سال ۱۹۹۶ بیشتر افغانستان را در اختیار داشت، پس از حملات
تروریستی ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ به آمریکا سقوط کرد. در آن حملات، گروه القاعده به
رهبری اسامه بن لادن چهار هواپیمای مسافربری را ربود و به اهدافی در آمریکا، از
جمله برجهای تجارت جهانی در نیویورک و ساختمان پنتاگون حمله کرد که حدود سه
هزار کشته برجا گذاشت. بنلادن در افغانستان و تحت حمایت حکومت طالبان زندگی
میکرد و به همین دلیل دولت ایالات متحده آمریکا از طالبان خواست او و رهبران
القاعده را تحویل دهند. طالبان این درخواست را نپذیرفتند و در نتیجه آمریکا با
همراهی متحدان خود در ۷ اکتبر ۲۰۰۱ عملیات نظامی «آزادی پایدار» را آغاز
کرد. حملات هوایی گسترده آمریکا و حمایت از نیروهای مخالف طالبان، بهویژه
ائتلاف شمال افغانستان، باعث شد طالبان بهسرعت کنترل شهرهای مهم را از دست
بدهند. در ماه نوامبر همان سال شهر کابل سقوط کرد و حکومت طالبان فروپاشید و
رهبران این گروه به مناطق کوهستانی و مرزی با پاکستان عقبنشینی کردند. پس از
آن با برگزاری نشست بینالمللی توافقنامه بن ۲۰۰۱ در آلمان، یک دولت موقت برای
افغانستان تشکیل شد و حامد کرزی بهعنوان رئیس دولت موقت انتخاب شد.
رهبر:
حامد کرزی (رئیس اداره موقت و سپس انتقالی)
جمهوری
اسلامی افغانستان ۲۰۰۴ تا ۲۰۲۱
رئیس
جمهوران:
حامد
کرزی (تا ۲۰۱۴)
پس از سقوط طالبان با حمایت جامعه جهانی حامد کرزی رئیسجمهور شد.
او دو دوره رئیسجمهور بود و هنوز زنده است.
حامد مرزی در حال حاضر عمدتاً در کابل، افغانستان زندگی میکند. او پس از پایان
ریاستجمهوریاش در سال ۲۰۱۴ در خانهاش در کابل ماند و حتی بعد از بازگشت
طالبان به قدرت در سال ۲۰۲۱ نیز افغانستان را ترک نکرد. او گاهی برای درمان
پزشکی یا دیدارهای کوتاه به خارج از کشور (از جمله آلمان) سفر کرد اما محل
زندگی اصلیاش همچنان کابل است.

حامد کرزی
اشرف غنی (۲۰۱۴ تا ۲۰۲۱)
اشرف عنی در پی انتخابات ریاستجمهوری افغانستان در سال ۲۰۱۴ به قدرت
رسید. در آن انتخابات او با عبدالله عبدالله رقابت داشت و بهدلیل اختلاف بر سر
نتایج، بحران سیاسی بهوجود آمد. با میانجیگری آمریکا توافقی شکل گرفت که بر
اساس آن غنی رئیسجمهور شد و عبدالله عبدالله ریاست «حکومت وحدت ملی» را بر
عهده گرفت.در سال ۲۰۲۱ با سقوط سریع دولت افغانستان، او کشور را ترک کرد و اکنون در خارج
از افغانستان (امارات متحده عربی) زندگی میکند.

اشرف غنی
بازگشت
طالبان (از ۲۰۲۱ تاکنون)
با
وجود سقوط سریع حکومت طالبان، این گروه بهصورت یک نیروی شورشی باقی ماند و جنگ
در افغانستان نزدیک به ۲۰ سال ادامه پیدا کرد تا اینکه پس از خروج نیروهای
آمریکایی به تصمیم جو بایدن رئیس جمهوری وقت آمریکا طالبان دوباره کنترل کابل و
قدرت سیاسی کشور را به دست گرفتند.
در
سال ۲۰۲۱، پس از ۲۰ سال حضور نیروهای بینالمللی در افغانستان و دولت جمهوری
اسلامی، روند سقوط قدرت دولت مرکزی آغاز شد. دلیل اصلی سقوط، ترکیبی از ضعف حکومت،
فساد گسترده، ناتوانی ارتش افغانستان در مقابل طالبان و تصمیم ایالات متحده و
ناتو برای خروج نیروها بود.

سقوط کابل - طالبلن در ارگ ریاست جمهوری
۱۵ اوت ۲۰۲۱
اواسط ۲۰۲۱ طالبان مناطق مختلف کشور را به سرعت تصرف کردند و خطوط دفاعی ارتش
افغانستان فرو ریخت.
در ۱۵
اوت
۲۰۲۱ طالبان وارد کابل شدند و عملاً حکومت جمهوری اسلامی سقوط کرد.
رئیسجمهوری اشرف غنی از کشور فرار کرد و طالبان دوباره «امارت
اسلامی افغانستان» را اعلام کردند.
سقوط کابل تقریباً بدون درگیری سنگین شهری رخ داد و بسیاری از
شهروندان و کارکنان دولت تلاش کردند از کشور خارج شوند.

هبتالله آخندزاده
این
وقایع نقطه پایان دولت جمهوری اسلامی افغانستان (۲۰۰۴–۲۰۲۱) و بازگشت دوران
سیاه طالبان به قدرت پس از تقریباً دو دهه بود که کماکان ادامه دارد. هبتالله
آخندزاده رهبر کنونی طالبان و حاکم واقعی افغانستان محسوب میشود.
با این همه، رؤیای یک ایران و افغانستان آزاد و آباد، پس از یک قرن مبارزه و
خونریزی، همچنان در دلهای دو ملت همزبان و همسرنوشت زنده است؛ رؤیایی که نه
سرکوب خاموشش کرده و نه تاریخ توانسته آن را از یادها ببرد.
استکهلمیان را در شبکه اجتماعی مورد علاقه خودتان دنبال کنید

اگر نظری در باره این مطلب دارید می توانید در زیر
آن را بیان کنید
|
www.stockholmian.com
©
2025
Stockholmian. All rights reserved.
تمامی حقوق برای
استکهلمیان محفوظ است. بیان شفاهی بخش یا تمامی یک مطلب از استکهلمیان در
رادیو, تلویزیون و مشابه آن با ذکر واضح "استکهلمیان دات کام" بعنوان منبع مجاز
است. هر گونه
استفاده
کتبی از بخش یا تمامی یک مطالب از استکهلمیان در سایتهای اینترنتی در
صورت قرار دادن لینک مستقیم و قابل کلیک به آن مطلب در استکهلمیان مجاز
بوده و در رسانه های چاپی نیز در صورت چاپ واضح
"استکهلمیان دات کام" بعنوان منبع مجاز است. |
|