|

آخرین بروز رسانی: ۱۲ فوریه ۲۰۲۶
آیا ترامپ در حال آماده سازی افکار عمومی جهان برای «حمله
نهایی» به ایران است؟
استکهلمیان – ترامپ از هیچ حادثهای به اندازه سقوط بورس سهام نیویورک بدش
نمیآید، زیرا این رویدادی است که هم آمریکاییها را به محسوسترین شکل ممکن
فقیر و به همان اندازه ناراضی میکند و هم خشم آن دسته از انسانهایی را
برمیانگیزد که برای ترامپ مهمترینها در جهان هستند: میلیاردرها. به همین
واسطه، ترامپ تصمیماتی از قبیل جنگ را که منجر به سقوط بورس سهام میشود، در
آستانه روزهای تعطیل و بهویژه تعطیلات بلندمدت به مرحله اجرا میگذارد.
روز دوشنبه ۱۶ فوریه در آمریکا «روز رئیسجمهور» و تجلیل از جرج واشینگتن،
نخستین رئیسجمهوری این کشور، و یک تعطیل رسمی است. ترامپ به این ترتیب از ساعت
۴ بعدازظهر جمعه به وقت نیویورک (۱۰ شب استکهلم و اروپای مرکزی)، سه روز تعطیلی بورس سهام را در
اختیار دارد تا بمبهایش را در جایی که مایل است فرو بریزد، بدون اینکه بورس
سهام بتواند به آن واکنش نشان دهد. و این به نگرانی های بیشتر در رابطه با آنچه
در پیش رو است دامن می زند.
همزمان، دونالد ترامپ روز چهارشنبه بیش از دو ساعت را در نشستی پشت درهای بسته
با بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، گذراند.
«مذاکرات» بین ایران و آمریکا نیز در جریان است، البته اگر بتوان آن را
مذاکره نامید. این مذاکرات در حالی انجام میشود که اندکی پیش از آن، مقامات
ایرانی مذاکره با آمریکا را «غیراخلاقی و غیرشرافتمندانه» توصیف کرده بودند. با
این حال، به نظر میرسد حضور گسترده و تهدیدآمیز نیروهای نظامی آمریکا در منطقه
در تغییر موضع تهران نسبت به گفتوگوها نقش کلیدی داشته است.
بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، پیشتر بارها و بهصراحت اعلام کرده است
که تنها در صورتی از اقدام نظامی علیه ایران صرفنظر خواهد کرد که نتیجه
مذاکرات مشابه توافقی باشد که در دوران معمر قذافی، رهبر معدوم لیبی، حاصل شد —
توافقی که به برچیدن کامل برنامه اتمی لیبی و تخریب کامل تأسیسات آن منجر شد.
همزمان، دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده و متحد کلیدی اسرائیل، در
ابتدای جنگ ۱۲روزه صراحتاً اظهار کرده بود که «تصمیمگیری درباره هرگونه حمله
نظامی احتمالی به ایران ابتدا بر عهده اسرائیل خواهد بود.»
حال این پرسش مطرح است که آیا ایران حاضر خواهد شد راهحلی «لیبیایی» را برای
برنامه اتمی خود بپذیرد؟ یا اینکه آماده است تبعات یک «جنگ آخر» با ایالات
متحده را به جان بخرد؟
انتظار از ترامپ برای کمک به ایجاد دموکراسی در ایران، صرفاً با هدف
انساندوستی یا همدردی با مردم ایران، حتی در نظر سادهلوحترین افراد نیز
بیشتر به یک لطیفه شباهت دارد. اما بخشی از اپوزیسیون و مردم ایران به ترامپ
بهعنوان «عدو سبب خیر» مینگرند؛ نگاهی که میتواند به نتیجه مورد نظر آنها،
یعنی تغییر رژیم، منتهی شود — یا البته به فاجعهای بدتر و افتادن از چاله به
چاه.
آن دسته از تحلیلگران سیاسی که با روحیات ترامپ و همچنین عملکرد گذشتهاش، چه
در زندگی خصوصی و چه در قامت رئیسجمهور آمریکا، آشنایی دارند، بهخوبی
میدانند که نه اخلاق و نه ملاحظات انسانی جایگاهی در دکترین سیاسی او ندارد.
اولویت ترامپ در درجه نخست منافع شخصی خود و خانوادهاش و در درجه دوم ایالات
متحده است؛ و سیاست او نیز در درجه نخست «معامله» با نتیجهای یکطرفه به نفع
خودش و در درجه دوم استفاده از «زور» است. سیاستی که البته فرانکلین روزولت
دههها پیش آن را سیاست آمریکا نامیده بود: «چماق بزرگی در دست داشته باش و با
لحن ملایم صحبت کن.»
آنچه مسلم است، اهداف اپوزیسیون ایران و دونالد ترامپ میتواند در جایی به
یکدیگر نزدیک شود. ترامپ مایل است شیر نفت ارزان و همواره در دسترس ایران به
چین، در جایگاه خطرناکترین رقیب اقتصادی آمریکا، را متوقف کند؛ هدفی که در
ونزوئلا با ربودن رهبر این کشور به آن دست یافت. ناظران معتقدند که ترامپ در
غیر این صورت، در حمله نظامی تمامعیار به ونزوئلا و با خاک یکسان کردن کاخ
ریاستجمهوری در کاراکاس درنگ نمیکرد.
اگرچه نگاهها بار دیگر به مسقط دوخته شده است، اما بسیاری از ناظران سیاسی
نسبت به حصول نتیجهای ملموس و جدی از این مذاکرات بدبین هستند. به باور آنها،
این گفتوگوها بیش از آنکه با نیت واقعی حلوفصل مسائل انجام شود، تلاشی است از
سوی ترامپ برای ایجاد تصویری دیپلماتیک پیش از یک اقدام نظامی؛ بهگونهای که
به افکار عمومی جهان نشان داده شود همه راههای مسالمتآمیز پیش از توسل به زور
آزموده شدهاند.
البته دولتمردان در ایران نیز بر اساس
سیاست ۴۷ساله «از این ستون به آن ستون فرج است» امیدوارند تا جای ممکن قضیه را
کش بدهند، شاید فرجی حاصل شود. این فرج میتواند رسیدن زمان انتخابات
میاندورهای در آمریکا یا حتی سکته یک باره رئیسجمهوری دردسرساز باشد که به
۸۰سالگی نزدیک میشود.
تاریخ از این سورپرایزها زیاد در چنته
داشته است. فرانکلین دی. روزولت رئیسجمهوری بود که به هیتلر و آلمان نازی
اعلان جنگ داد و کشورش را وارد جنگ جهانی دوم کرد. او اما پیش از پایان جنگ بر
اثر سکته مغزی درگذشت که در ابتدا موجبات شادی هیتلر و سران رژیم نازی را
فراهم آورد که تصور می کردند جنگ به به اتمام خواهد رسید، اما تاریخ به شکل
کاملا غیر قابل تصوری برای هیتلر و نظامش رقم خورد. هر چند فرانکلین
روزولت در روز ۱۲ آوریل ۱۹۴۵ درگذشت و نرسید که مرگ ذلتبار آدولف هیتلر را
ببیند؛ که تنها چند هفته بعد در ۳۰ آوریل ۱۹۴۵ خودکشی کرد،
در برلین و در زیرزمین کاخی که زیر بمب های آمریکایی تقریبا با
خاک یکسان شده بود.
پیگیری تحولات روزها و هفتههای پیشرو شاید برای ناظران بینالمللی همانند
تماشای یک فیلم هیجانانگیز «تریلر» باشد، اما برای مردم ایران که ناخواسته در
بطن سناریوی هولناکی قرار گرفتهاند که هیچ نقشی در انتخاب آن نداشتهاند،
روزهای پیشرو میتواند ادامه دههها اضطراب، فشار و نگرانی ناشی از
احتمال جنگی دیگر باشد — همانند ۴۷ سال گذشته.
استکهلمیان را در شبکه اجتماعی مورد علاقه خودتان دنبال کنید

اگر نظری در باره این مطلب دارید می توانید در زیر
آن را بیان کنید
|
www.stockholmian.com
©
2025
Stockholmian. All rights reserved.
تمامی حقوق برای
استکهلمیان محفوظ است. بیان شفاهی بخش یا تمامی یک مطلب از استکهلمیان در
رادیو, تلویزیون و مشابه آن با ذکر واضح "استکهلمیان دات کام" بعنوان منبع مجاز
است. هر گونه
استفاده
کتبی از بخش یا تمامی یک مطالب از استکهلمیان در سایتهای اینترنتی در
صورت قرار دادن لینک مستقیم و قابل کلیک به آن مطلب در استکهلمیان مجاز
بوده و در رسانه های چاپی نیز در صورت چاپ واضح
"استکهلمیان دات کام" بعنوان منبع مجاز است. |
|