آخرین بروز رسانی: ۱۳ ژانویه ۲۰۲۶
ترامپ و «نفرت آشکار» از اتحادیهٔ اروپا و یورو: چرا آیندهٔ ما و فرزندان‌مان به یک اروپا‌ی متحد و واحد پولی نیرومند گره خورده است

استکهلمیان - در ماه‌های اخیر، برای بسیاری از شهروندان اروپا یک واقعیت قدیمی دوباره با صدای بلند یادآوری شده است: دونالد ترامپ نه تنها اتحادیهٔ اروپا را «رقیب» می‌بیند، بلکه بارها آشکارا نشان داده که از اصلِ وجودِ یک بازیگر اروپاییِ واحد خوشش نمی‌آید. این فقط یک برداشت سیاسی نیست؛ او خود در سال‌های گذشته چندین بار صریح گفته است که اتحادیهٔ اروپا «برای دردسر درست کردن برای آمریکا» شکل گرفته است. نقل قولی که استفان لوفون، نخست‌وزیر پیشین سوئد، از گفت‌وگوهایش با ترامپ یادآوری کرده دقیقاً همین نگاه را نشان می‌دهد: ترامپ اتحادیهٔ اروپا را نه یک شریک، بلکه یک «مشکل» می‌داند.

ترامپ چه می‌خواهد؟ اروپا به‌عنوان «زمین بازی»، نه «بازیگر»
وقتی یک رئیس‌جمهور آمریکا اتحادیهٔ اروپا را دشمنِ ساختاری تلقی کند، نتیجه روشن است: او ترجیح می‌دهد اروپا یک‌پارچه و قدرتمند نباشد، بلکه مجموعه‌ای از کشورهای جدا از هم باشد که بتوان با هرکدام جداگانه معامله کرد، فشار آورد، امتیاز گرفت و در صورت لزوم تنبیه کرد. از همین زاویه است که سیاست‌های تجاری و «جشنِ تعرفه‌ها» و نمایش‌های رسانه‌ای دربارهٔ فشار اقتصادی بر اروپا معنای واقعی پیدا می‌کند: هدف فقط اقتصاد نیست، هدف تضعیف توانِ چانه‌زنیِ جمعی اروپا است.

این نگاه با تصویر بزرگ‌تری که لوفون ترسیم می‌کند هم‌خوان است: ترامپ علاقه‌ای به نظم بین‌المللیِ مبتنی بر حقوق و قواعد مشترک ندارد و جهان را بیشتر میدان رقابتِ قدرت‌های بزرگ می‌بیند؛ جایی که «حق با قوی‌تر» است و چند رهبر – مثل پوتین و شی جین‌پینگ و دیگران – دربارهٔ سرنوشت بقیه تصمیم می‌گیرند. در چنین جهانی، اتحادیهٔ اروپا اگر متحد نباشد، به‌راحتی به حاشیه رانده می‌شود.

چرا این موضوع برای ما در اروپا حیاتی است؟
برای ما که در اتحادیهٔ اروپا زندگی می‌کنیم، مسئله فقط سیاست روز نیست. مسئله آیندهٔ زندگی، امنیت اقتصادی، شغل‌ها، سرمایه‌ها و آزادی عملِ اروپا در دهه‌های آینده است؛ دهه‌هایی که فرزندان ما در آن زندگی خواهند کرد.

در جهان امروز، «قدرت» فقط تانک و موشک نیست. پول، سیستم پرداخت، فناوری و کنترل زیرساخت‌های مالی، ابزارهای تعیین‌کننده‌اند. درست به همین دلیل، هشدار اخیر گروه بزرگی از اقتصاددانان اروپایی دربارهٔ یوروی دیجیتال اهمیت ویژه دارد. آن‌ها می‌گویند اگر اروپا نتواند یک پول دیجیتال عمومی و نیرومند ایجاد کند، کنترل بنیادی‌ترین عنصر اقتصاد خود را از دست می‌دهد: پول و سازوکار پرداخت. چون هم‌اکنون نیز اروپا بیش از حد به خدمات پرداخت دیجیتالِ آمریکایی وابسته است و این وابستگی می‌تواند اروپا را در معرض «فشار ژئوپلیتیک»، منافع تجاری خارجی و حتی ریسک‌های سیستمی خارج از کنترل اروپا قرار دهد. خلاصهٔ حرف آن‌ها روشن است: یوروی دیجیتال می‌تواند «یکی از معدود سپرهای دفاعی» اروپا در برابر وابستگی مالی به آمریکا باشد.

تغییر نگاه اروپایی‌ها به اتحادیهٔ اروپا و یورو
اتفاقات چند ماه اخیر – از تهدیدها و فشارهای اقتصادی گرفته تا تندتر شدن شکاف‌های ژئوپلیتیک – باعث شده بخش قابل‌توجهی از اروپایی‌ها با چشم دیگری به اتحادیهٔ اروپا و حتی به یورو نگاه کنند. چیزهایی که قبلاً برای بعضی‌ها «بوروکراسی بروکسل» یا «یک پروژهٔ تکنوکراتیک» به نظر می‌رسید، امروز برای بسیاری به شکل یک نیاز حیاتی دیده می‌شود: داشتن یک پشتوانهٔ مشترک در برابر دنیایی که دوباره به سمت سیاست زور و فشار حرکت می‌کند.

حتی بحث‌هایی مانند «یوروی دیجیتال» که قبلاً موضوعی تخصصی و فنی تلقی می‌شد، حالا رنگ امنیت و استقلال گرفته است: اگر زیرساخت پرداخت اروپا در دست شرکت‌ها و شبکه‌های آمریکایی باشد، اروپا در لحظهٔ بحران می‌تواند به‌سادگی آسیب‌پذیر شود.

پشیمانی بریتانیا از برگزیت و پوچ بودن وعده‌های ترامپ
برگزیت یک نمونهٔ بسیار آموزنده است. بخش بزرگی از جامعهٔ بریتانیا پس از خروج از اتحادیهٔ اروپا، عمق پیامدها را در زندگی روزمره لمس کرد: سخت‌تر شدن تجارت، پیچیده‌تر شدن رفت‌وآمد و کار، کاهش نفوذ سیاسی و آسیب دیدن جایگاه اقتصادی. امروز، پشیمانی و حسرت در میان بسیاری از بریتانیایی‌ها پررنگ‌تر از گذشته است، چون وعده‌های «بهتر شدن اوضاع بعد از خروج» آن‌گونه که تبلیغ می‌شد محقق نشد.

در همین زمینه، تجربه نشان داد که تعریف ترامپ از «همکاری نزدیک» اغلب چیزی جز شعار نیست. او ممکن است در حرف از روابط ویژه سخن بگوید، اما در عمل اولویت‌اش همیشه معاملهٔ یک‌طرفه به نفع آمریکا است. این دقیقاً همان دلیلی است که اروپا را مجبور می‌کند در برابر فشارهای احتمالی، به جای تکیه به وعده‌های لفظی، روی قدرت نهادی خود حساب کند.

اروپا قوی‌تر از آن چیزی است که بسیاری فکر می‌کنند — و «عقب‌ماندن از آمریکا» بیشتر یک روایت ساده‌سازی‌شده است تا یک حقیقت قطعی
در هفته‌های اخیر، بار دیگر این ادعا تکرار شده که اروپا از نظر اقتصادی از ایالات متحده عقب افتاده است. اما پل کروگمن، اقتصاددان و برنده نوبل، در یادداشتی در روزنامه‌ی Le Monde استدلال می‌کند که این برداشت روی پایه‌های سستی قرار دارد. به گفته‌ی او، اگرچه در ۲۵ سال گذشته رشد بهره‌وری در آمریکا سریع‌تر از اروپا بوده، بخش بزرگی از این فاصله تقریباً به‌طور کامل از یک منبع مشخص می‌آید: رشد پرشتاب‌تر بخش فناوری در آمریکا.

این نکته مهم است، چون وقتی «کل اقتصاد» را با یک عدد کلی مقایسه می‌کنیم، ممکن است تصور کنیم اروپا در همه‌چیز بازنده است؛ در حالی که تصویر واقعی‌تر این است که یک بخش خاص—تکنولوژی—آمریکا را جلو انداخته است. کروگمن حتی پرسشی کلیدی مطرح می‌کند: آیا آمار واقعاً همان چیزی را می‌گوید که بدبینانِ اروپا دوست دارند نتیجه بگیرند؟ یا ما در حال خواندنِ گزینشیِ اعداد هستیم؟

از طرف دیگر، او هشدار می‌دهد که دستاوردهای فناوریِ نو—که اغلب با نام‌هایی مثل «سیلیکون‌ولی» شناخته می‌شود—گاهی بیش از اندازه بزرگ‌نمایی می‌شود. بسیاری از جهش‌های تکنولوژیک لزوماً به همان سرعتی که در تیترها می‌بینیم، به بهبود فراگیرِ رفاه و بهره‌وریِ عمومی تبدیل نمی‌شوند. علاوه بر این، حتی اگر برخی شاخص‌ها در آمریکا بهتر باشند، این موفقیت‌ها به‌طور برابر میان همه‌ی آمریکایی‌ها تقسیم نمی‌شود؛ یعنی «پیشرفتِ آمارها» الزاماً به معنی «بهتر شدن زندگی برای اکثریت» نیست.

اینجاست که قدرت اروپا خودش را نشان می‌دهد. اروپا تنها یک مسابقه‌ی اعدادِ خام نیست؛ اروپا مجموعه‌ای از اقتصادهای بزرگ و پیشرفته با زیرساخت‌های قوی، صنعت رقابتی، آموزش عالی، استانداردهای بالای زندگی و توان اجتماعی برای تبدیل رشد اقتصادی به امنیت و ثباتِ عمومی است. اگر شکاف بهره‌وری عمدتاً از فناوری می‌آید، نتیجه‌ی منطقی این نیست که «اروپا ضعیف است»، بلکه این است که روایتِ «اروپا عقب مانده» اغراق‌آمیز است—و با تمرکز درست بر نوآوری و مقیاس‌پذیریِ بخش تکنولوژی، می‌تواند حتی سریع‌تر هم بهبود پیدا کند.

جمع‌بندی روشن است: اروپا قوی است، و فاصله‌ای که بعضی‌ها با قطعیت درباره‌اش حرف می‌زنند، آن‌قدرها هم بزرگ و «ساختاری» نیست. بسیاری اوقات، مشکل از خود اروپا نیست؛ مشکل از داستانی است که درباره‌ی اروپا گفته می‌شود.


اتحادیهٔ اروپا باید «بازیگر» بماند
اگر ترامپ اتحادیهٔ اروپا را دوست ندارد، دلیل‌اش روشن است: یک اروپا‌ی متحد، با اقتصاد بزرگ، بازار مشترک و پولی قدرتمند، می‌تواند مستقل‌تر تصمیم بگیرد و در برابر فشارها مقاومت کند. و اگر اروپا تقسیم شود، هر کشور جداگانه ضعیف‌تر خواهد بود.

بنابراین برای ما – و به‌ویژه برای آیندهٔ فرزندان‌مان – پیام ساده اما حیاتی است: اتحادیهٔ اروپا باید یکپارچه و نیرومند بماند، و یورو (و ابزارهای نوینی مثل یوروی دیجیتال) باید به‌عنوان ستون استقلال مالی اروپا تقویت شود.در جهانی که برخی رهبرانش آشکارا با پروژهٔ اروپا مسئله دارند، اتحاد اروپایی‌ها نه یک انتخاب لوکس، بلکه یک ضرورت تاریخی است.

استکهلمیان را در شبکه اجتماعی مورد علاقه خودتان دنبال کنید

اگر نظری در باره این مطلب دارید می توانید در زیر آن را بیان کنید
 

www.stoc
© 2025 Stockholmian. All rights reserved.
تمامی حقوق برای استکهلمیان محفوظ است. بیان شفاهی بخش یا تمامی یک مطلب از استکهلمیان در رادیو, تلویزیون و مشابه آن با ذکر واضح "استکهلمیان دات کام" بعنوان منبع مجاز است. هر گونه  استفاده  کتبی از بخش یا تمامی یک مطالب از استکهلمیان در سایتهای اینترنتی در صورت قرار دادن لینک مستقیم و قابل کلیک به آن مطلب در استکهلمیان مجاز بوده و در رسانه های چاپی نیز در صورت چاپ واضح "استکهلمیان دات کام" بعنوان منبع مجاز است.



 


 

Stockholmian
استکهلمیان استکهلم سوئد