|

آخرین بروز رسانی: ۱۹ نوامبر ۲۰۲۵
انباشت بیمهار ثروت؛ شکاف هولناک میان انسانها و نظم
اقتصادیای که به عدالت خیانت کرده است
استکهلمیان - در جهان امروز، درحالیکه میلیاردها انسان هر روز برای حداقلهای
بقا تلاش میکنند، درصدی ناچیز از جمعیت، ثروتی را در اختیار دارد که عملاً
آنها را فراتر از دنیای واقعی قرار میدهد؛ ثروتی که نهفقط به آنها رفاه،
بلکه قدرت، نفوذ، مصونیت و امکان شکلدادن به آینده اقتصادی ـ سیاسی جهان را
میبخشد. آمارهای رسمی نشان میدهد که تنها یک درصد از بزرگسالان جهان بیش از
۴۴ درصد کل ثروت جهان را در اختیار دارند؛ رقمی هولناک که بیش از آنکه یک عدد
باشد، یک هشدار تمدنی است.
این تمرکز ثروت نه یک «اتفاق»، بلکه نتیجهی مستقیم سازوکارهای اقتصادیای است
که دهههاست بهنام آزادی، کارایی و نوآوری، به سود اقلیتی کوچک بازنویسی
شدهاند و عملاً «بازار آزاد» را به باشگاه بستهای برای ثروتمندان بسیار بزرگ
تبدیل کردهاند.
فوتبالیستی که در روز نیممیلیون دلار میگیرد؛ نماد یک جهان واژگون
نمونهای از فوتبالیستی — که با قراردادهای ۲۰۰ و ۴۰۰ میلیون دلاری، عملاً به
یک «ماشین چاپ پول» تبدیل شده — فقط یک نشانه است از جهانی که در آن اقتصاد،
معنا و رسالت اولیهاش را گم کرده است.
اینکه یک انسان ۴۰ ساله، در روز بیش از نیممیلیون دلار درآمد داشته باشد،
درحالیکه صدها میلیون نفر حتی توان خرید غذای روزانه خود را ندارند، نه حاصل
استعداد است، نه تلاش، نه رقابت عادلانه؛ این حاصل یک ساختار بیمار است.
سیستمی که در آن صندوق ثروت ملی یک کشور، تحت مدیریت ولیعهد، میتواند بدون هیچ
محدودیتی منابع مردمی را خرج ستارهسازی، قدرتنمایی و تحکیم جایگاه سیاسی کند،
دقیقاً همان سیستمی است که در آن معلمان، پرستاران و کارگران — یعنی کسانی که
ستونهای واقعی زندگی اجتماعی هستند — با دستمزدهایی ناچیز روزگار میگذرانند.
سرمایهداری؛ آزادی برای اقلیت، فشار برای اکثریت
سرمایهداری آزاد، در نظریه، قرار بود رقابت ایجاد کند، خلاقیت را تشویق کند و
به همه اجازه پیشرفت بدهد. اما در عمل، بهخصوص از دهه ۸۰ میلادی به بعد، تبدیل
شد به ماشین تمرکز ثروت.
قوانینی که بهنام «آزادی اقتصادی» نوشته شدند، در واقع آزادی انباشت، آزادی
انحصار و آزادی فرار از مسئولیت اجتماعی بودند.
نتیجه این شد: ثروتمندان ثروتمندتر شدند، طبقه متوسط کوچکتر شد، طبقه فقیر
بزرگتر شد، شرکتهای بزرگ، دولتها را گروگان منافع خود کردند، مالیات ثروت
کاهش یافت، مالیات کار افزایش یافت.
و در نهایت، «سرنوشت اقتصادی» بیشتر مردم جهان، به مکانیسمهایی سپرده شد که
هیچ نقشی در شکلدادن به آن نداشتند.
امروز کسی که میلیاردها دلار دارد، از آزادیهایی برخوردار است که عملاً نه
قانون، نه سیاست، نه اخلاق و نه جامعه نمیتواند محدودش کند.
افسانه «هر کس تلاش کند، موفق میشود»
این یکی از بزرگترین افسانههای سرمایهداری است. کودکی که در یک محله محروم
در هند، نیجریه یا آمریکای جنوبی به دنیا میآید، حتی اگر صد برابر بیشتر از یک
کودک ثروتمند در زوریخ تلاش کند، هرگز فرصت برابر ندارد. یک کودک در سوئد یا
نروژ
با یک کودک در هند یا بنگلادش، با یک کودک در زاغههای برزیل، با یک کودک در
یمن یا سوریه فرصت برابر ندارد. تفاوت اصلی انسانها اراده نیست؛ نقطه شروع
است.
در بسیاری از کشورها، ثروتمندان
میتوانند قوانین مالیاتی را به نفع خود تنظیم کنند، رسانهها را برای شکلدادن
افکار عمومی خریداری کنند، و از طریق لابیگری، حتی سیاستهای دولت را بازنویسی
کنند. این یعنی «دموکراسی» در بسیاری از کشورها عملاً به دموکراسی ثروت تبدیل
شده است.
کمونیسم؛ ایدۀ درست، اجرای غلط؟
کمونیسم در نظریه، بهدنبال برابری و پایان دادن به تمرکز ثروت بود. اما در
عمل، بهدلیل تمرکز قدرت سیاسی، سرکوب آزادیها، حذف نهادهای نظارتی،
و بیتوجهی فاجعهبار به حقوق بشر، تبدیل شد به نظامهایی که نه عدالت آوردند،
نه کارایی، و نه حتی رفاه. حکومت های مذهبی نیز کم و بیش در همین رده قرار می
گیرند.
آیا کمونیسم شکست خورد؟ در اجرا بله —
اما در تحلیل اجتماعی و نقد سرمایهداری، بسیاری از پیشبینیهای مارکس از جمله
تمرکز سرمایه، انحصار،
بیگانهسازی نیروی کار، و بحرانهای ساختاری امروز از هر زمان دیگری دقیقتر
دیده میشوند.
اما اگر بخواهیم صادق باشیم، ناکامی کمونیسم به معنای موفقیت سرمایهداری نیست.
این دو سیستم هر دو به شکلی متفاوت شکست خوردهاند:
کمونیسم بهخاطر بیتوجهی به آزادی انسان،
سرمایهداری بهخاطر بیتوجهی به عدالت انسانی.
نتیجه؟ جهان امروز میان دو شکست تاریخی سرگردان است. کمونیسم عدالت میخواست
اما آزادی را حذف کرد. سرمایهداری آزادی را میخواست، اما عدالت را حذف کرد.
هیچکدام نتوانستند دو ستون اصلی تمدن انسانی را با هم نگه دارند.
مسئلۀ اصلی: بشر هنوز نتوانسته مدل
عادلانهای برای توزیع ثروت بسازد
مشکل امروز جهان نه کمونیسم است و نه سرمایهداری.مشکل این است که هیچیک
نتوانستهاند معادله «آزادی + عدالت» را همزمان حل کنند.
امروز ما در جهانی زندگی میکنیم که:
۱٪ از جمعیت، ۴۴٪ ثروت را کنترل میکنند،
یکسوم مردم جهان امنیت غذایی ندارند،
و میلیونها کودک بهدلیل فقر، از آموزش محروماند.
این اعداد فقط آمار نیستند. اینها شهادتنامههایی هستند علیه نظمی که با
لبخند و شعار «پیشرفت» در حال نابود کردن کرامت انسان است.
بشر حق داشت بهتر از این باشد
وقتی یک فوتبالیست، خواننده، سلطان فناوری، یا وارث یک امپراتوری خانوادگی
میتواند میلیاردها دلار ثروت جمع کند — بدون اینکه حتی بخش کوچکی از آن را به
جامعه برگرداند — و همزمان کارگران، سالمندان، بیماران و محرومان، هرروز بیشتر
زیر فشار اقتصادی خم میشوند، این یعنی سیستم از اساس مشکل دارد.
جامعهای که ثروت را تا این حد نابرابر پخش میکند، دیر یا زود به نقطۀ انفجار
خواهد رسید: یا انفجار اجتماعی، یا انفجار سیاسی، یا انفجار اخلاقی.
و هر سه، در تاریخ بشر بارها رخ دادهاند.
جهان نیازمند نظام جدیدی است — نه تکرار سیستمهای شکستخورده
انسان امروز از نظر تکنولوژی به فضا میرود، اما از نظر اخلاقی هنوز نتوانسته
عدالت را روی زمین برقرار کند. اگر توزیع ثروت اصلاح نشود، نظم جهانی دیر یا
زود با چنان موجی از بحرانهای اجتماعی، سیاسی و اخلاقی روبهرو میشود که نه
دولتها، نه بازار، و نه تکنولوژی توان مهار آن را نخواهند داشت.
جهان نیازمند نظام جدیدی است. نظامی مبتنی بر:
مالیات واقعی بر ثروتهای بزرگ
محدود کردن انحصار شرکتهای عظیم
دسترسی همگانی به درمان و آموزش
حداقل استاندارد زندگی برای همه انسانها
و قوانینی که ثروتمندان نتوانند با پولشان از آن فرار کنند
اگر اینها اجرا نشود، جهان هر روز ناعادلانهتر و خطرناکتر میشود.
اگر ثروت به معنای انباشت پول برای پول باشد، نتیجه همین خواهد بود که امروز
میبینیم. اما اگر ثروت را به معنای رفاه، سلامت، آموزش، فرصت،
و کرامت انسانی تعریف کنیم، آنگاه شکل دیگری از جهان ممکن میشود.
جهانی که در آن میلیاردر بودن یک افتخار نیست و فقر یک «تقصیر فردی» محسوب
نمیشود.
تا آن روز، نقد تند و افشاگری صریح، تنها سلاحی است که میتواند وجدان جمعی بشر
را بیدار نگه دارد.
استکهلمیان را در شبکه اجتماعی مورد علاقه خودتان دنبال کنید

اگر نظری در باره این مطلب دارید می توانید در زیر
آن را بیان کنید
|
www.stockholmian.com
©
2025
Stockholmian. All rights reserved.
تمامی حقوق برای
استکهلمیان محفوظ است. بیان شفاهی بخش یا تمامی یک مطلب از استکهلمیان در
رادیو, تلویزیون و مشابه آن با ذکر واضح "استکهلمیان دات کام" بعنوان منبع مجاز
است. هر گونه
استفاده
کتبی از بخش یا تمامی یک مطالب از استکهلمیان در سایتهای اینترنتی در
صورت قرار دادن لینک مستقیم و قابل کلیک به آن مطلب در استکهلمیان مجاز
بوده و در رسانه های چاپی نیز در صورت چاپ واضح
"استکهلمیان دات کام" بعنوان منبع مجاز است. |
|