آخرین بروز رسانی: ۱۷ ژوئن ۲۰۲۴
مصاحبه مفصل روزنامه اکسپرسن با سعید عزیزی پس از ورود به سوئد: در فرودگاه عمان حمید نوری می خواست با ما دست بدهد، ما قبول نکردیم
استکهلمیان - سعید عزیزی یکی از دو زندانی سوئدی آزاد شده از ایران که روز شنبه گذشته پس از مبادله با حمید نوری به همراه زندانی دیگر،  یوهان فلودروس، به سوئد بازگشت در گفتگوی مفصلی با روزنامه سوئدی اکسپرسن جزئیات سفرش به ایران، بازداشت، محاکمه، زندانی شدن و سپس بازگشت به سوئد را در اختیار این رسانه سوئدی قرار داده است.

استکهلمیان این مصاحبه که روز یکشنبه ۱۶ ژوئن در روزنامه اکسپرسن منتشر شده است را به زبان فارسی ترجمه و در زیر در اختیار خوانندگان خود قرار داده است.

******************

سعید عزیزی: از «جهنم روی زمین» تا بازگشت به خانه و خانواده اش در سوئد

سعید عزیزی که به سرطان مبتلا است، به پنج سال زندان محکوم شد و تهدید می‌شد که بقیه عمرش را در زندان اوین سپری خواهد کرد. خودش می گوید:

یک جهنم واقعی بود، اما پایبندی به امید باعث شد به آزادی باور داشته باشم.

خوشحالی در خانه سعید عزیزی، ۶۱ ساله، کاملا مشهود است. دوقلوهایش، همسرش و سگ‌شان «تدی» همه جمع هستند. خانواده سعی می‌کنند این واقعیت را که او آزاد شده است باور کنند.

سعید عزیزی با صورتی اصلاح شده، لبخندی بزرگ و امیدی پایدار، در خانه آفتاب‌گیر خود در یکی از حومه‌های استکهلم در را برای خبرنگار ما باز می‌کند.

هنوز نتوانسته‌ام روند وقایع را هضم کنم. اگرچه در سوئد هستم، اما افکار و احساساتم هنوز در ایران است. فقط زمانی که ما را به فرودگاه تهران بردند فهمیدم که قرار است آزاد شوم.

این را سعید عزیزی در حالی که سگش «تدی» را نوازش می‌کند می گوید.

سال گذشته سعید عزیزی به زادگاهش ایران سفر کرد تا سالگرد فوت مادرش را گرامی بدارد. او همچنین قصد داشت بخشی از ارثیه‌ای که دریافت کرده بود را سر و صورت داده و چند ماهی را در ایران بسر ببرد.

سعید عزیزی زندگی که در مدت ۳۵ سال در سوئد ساخته است را دوست دارد. او قصد داشت در سفر به ایران همه آن چه که به ارث برده و مالک آن‌ها در ایران بود را بفروشد و به سوئد برگردد. قرار بود این آخرین سفرش به ایران باشد. سعید می گوید:

 وقتی در فرودگاه تهران فرود آمدم آن‌ها مرا به اتاقی بردند و تلفن‌ها و آیپدم را ضبط کردند. بعد اجازه دادند که به خانه بروم اما با این شرط که نباید خانه را ترک کنم. این حبس خانگی بود. پنج هفته بعد، به خانه‌ام آمدند و تلفن‌هایم را به من پس دادند، عذرخواهی کردند و گفتند که آزاد هستم.


سعید عزیزی با «تدی»، عضو چهار پای خانواده. عکس از:
روزنامه اکسپرسن

«جهنم روی زمین»
اما مدت زیادی نگذشت که پلیس‌های لباس شخصی مسلح درست همان روزی که تلفن هایش را پس گرفت به خانه‌اش در تهران آمدند. آن‌ها حکمی از دادگاه نشان دادند و اطلاع دادند که «به دلیل همکاری با سرویس‌های اطلاعاتی سوئد دستگیر می شود». او اجازه نداشت با خانواده‌اش تماس بگیرد و به بخش انفرادی زندان اوین منتقل شد و سه ماه اول زندانی بودن خود را را در آنجا گذراند
.

سعید می گوید:

 جهنم روی زمین بود. همه چیز تاریک بود. بعد از چهار روز اول شمار روزها را از دست دادم. در یک سلول تاریک که یک متر در دو متر بود محبوس بودم و تحت بازجویی‌های خشن قرار گرفتم که هر کدام سه تا چهار ساعت طول می‌کشید.

"دادگاه سه دقیقه طول کشید"
سعید عزیزی به سرعت به دادگاه برده شد. قاضی او را به همکاری با یک کشور دشمن ایران متهم کرد و گفت که او در پرونده حمید نوری که در سوئد به حبس ابد محکوم شده بود، دخالت داشته است
.

دادگاه من سه دقیقه طول کشید. حتی اجازه دفاع نداشتم. گفتم که باید از خودم دفاع کنم. اما اجازه ندادند. به قاضی گفتم که می‌دانم چه حکمی دریافت می‌کنم. همه چیز از قبل تصمیم‌گیری شده بود و حکم قبلاً نوشته شده بود. قاضی  از این حرف من عصبانی شد و گفت که این تازه اول کار است و من به حبس ابد محکوم خواهم شد. در ایران دو قاضی وجود دارند که به بدترین بودن معروف هستند.  قاضی من یکی از آن‌ها بود به نام قاضی افشاری.

 

یوهان فلودروس، ۳۳ ساله و کارمند اتحادیه اروپا در همان زندان بود. فلودروس در طول سفری به ایران در آوریل ۲۰۲۲ دستگیر شده بود. او به "گسترش فساد" در زمین و «همکاری با اسرائیل» متهم شده بود.

سعید می گوید:

در طول سه ماه اول در انفرادی نگهبانان یک بار آمدند و گفتند آیا می‌خواهی چند روزی را با همکار خودت  بگذرانی؟ نمی‌دانستم منظورشان کیست. آن‌ها گفتند: "اگر بخواهی می‌توانی سه-چهار روز با یوهان بگذرانی، البته اگر بخواهی". بعد از آن ما  با هم در سلول ۱۲۴ بودیم.

سعید عزیزی و  یوهان فلودروس ۱۶ روز با یکدیگر در یک سلول مشترک به سر بردند. این اولین باری بود که یوهان را ملاقات کرد. قبلاً او را فقط در تلویزیون دیده بود.

سعید با آرامش ادامه می دهد:

وقتی همدیگر را ملاقات کردیم حس بهتری داشت. ما حداقل همدیگر را داشتیم تا با هم صحبت کنیم. بعد از پنج یا شش روز یوهان به من گفت که ما هر دو سوار یک قایق هستیم و هرگز آزاد نمی‌شویم. ما اینجا گروگان هستیم.

 

یک روز قبل از سفر به سوئد، مسئولان ایرانی و نگهبانان زندان به ملاقات او آمدند. آن‌ها از او خواستند برای جابجایی آماده شود. اما نگفتند به کجا. سعید فکر کرد که قرار است دوباره به انفرادی منتقل شود:

 تصور کردم شاید قصد دارند چیزهای جدیدی علیه من بسازند. نگران بودم. وقتی بیرون آمدیم چندین ماشین منتظر بودند. بیش از ۱۰۰ مرد مسلح آن دور و بر بودند. گفتند که حالا به بخش ۲۰۹ برمی‌گردی،  همان بخشی که من و یوهان همدیگر را دیده بودیم. بعدازظهر یک نگهبان آمد و انگشتش را روی لب‌هایش گذاشت و زمزمه کرد "هیچ چیز نگو. نباید شادی کنی. حالا بیا بیرون". ما را به ترمینال پروازهای داخلی بردند. آنجا برای اولین بار به من برگه ای دادند و گفتند: " آزادی و می‌توانی کشور را ترک کنی". از من پرسید که آیا خوشحالم. هیچ احساسی نداشتم. گفتم وقتی خانواده‌ام را ببینم خوشحال می‌شوم.

"نوری می‌خواست دست بدهد – ما خودمان را عقب کشیدیم"
در فرودگاه سعید یوهان فلودروس را دید. هر دو با یک هواپیمای خصوصی به عمان رفتند. در آنجا یک هواپیمای دولتی سوئد و حمید نوری که به حبس ابد محکوم شده بود منتظرشان بودند تا مبادله شوند
.

 حمید نوری به ما نزدیک شد، دستش را دراز کرد تا با ما دست بدهد و گفت "من حمید نوری هستم". ما هر دو عقب رفتیم. نمی‌خواستم با او دست بدهم. نمی‌خواستم هیچ تماسی با او داشته باشم. ما به خاطر او در آن جهنم گرفتار شدیم، چرا با او دست بدهیم.

اینک سعید در خانه اش در سوئد است. او منتظر دوستانی است که قرار است او سر بزنند و آزادی‌اش را تبریک بگویند. او همچنین امیدوار است که درمان بیماری سرطان خود که چهار سال پیش به آن مبتلا شده را ادامه دهد.

مصاحبه: یوناس انگ/قاسم عماده - روزنامه اکسپرسن
برگردان فارسی: استکهلمیان
پیوند به متن اصلی به زبان سوئدی:
www.expressen.se/nyheter/sverige/saeed-azizi-tillbaka-fran-helvetet-detaljerna-om-fangelset/

استکهلمیان را در شبکه اجتماعی مورد علاقه خودتان دنبال کنید

اگر نظری در باره این مطلب دارید می توانید در زیر آن را بیان کنید
 

www.stoc
© 2024 Stockholmian. All rights reserved.
تمامی حقوق برای استکهلمیان محفوظ است. بیان شفاهی بخش یا تمامی یک مطلب از استکهلمیان در رادیو, تلویزیون و مشابه آن با ذکر واضح "استکهلمیان دات کام" بعنوان منبع مجاز است. هر گونه  استفاده  کتبی از بخش یا تمامی یک مطالب از استکهلمیان در سایتهای اینترنتی در صورت قرار دادن لینک مستقیم و قابل کلیک به آن مطلب در استکهلمیان مجاز بوده و در رسانه های چاپی نیز در صورت چاپ واضح "استکهلمیان دات کام" بعنوان منبع مجاز است.



 


 

Stockholmian
استکهلمیان استکهلم سوئد