|
هنگام تحویل سال
ساعت ۱۵ و ۴۵ دقیقه و ۵۹ ثانیه
به وقت استکهلم و سوئد
...............................................................
نوروز رسیده ست
نوروز در این غربت جانسوز رسیده ست
هنگامه دیدار گل و دیدن یار است
اما چه بهاری و چه یاری؟
با این همه اخبار پریشان چه توان کرد؟
نوروز رسیده ست
اما چه رسیدش که بدین روز رسیده ست
هر چند طبیعت شده رنگین
با این غم سنگین
تبریک برای که توان داد؟
صد سال به این سال، دگر با که توان گفت؟
عیدی چو همه سال دیگر از که توان خواست؟
یا، بر که توان داد؟
گلشاخه برای که توان برد؟
گلبوسه ز روی که توان چید؟
می از ته دل با که توان خورد؟
آه ای دل غمگین
با دوری یاران چه توان کرد؟
عید است ولی بی سر و سامان چه توان کرد؟
در شهر غریبان چه توان کرد؟
آواره از ایران چه توان کرد؟
نوروز رسیده ست
نوروز در این غربت جانسوز رسیده ست
اما چه بگویم
نوروز من آنجاست که دلسوز من آنجاست
استاد بیژن سمندر
استکهلمیان را در شبکه اجتماعی مورد علاقه خودتان دنبال کنید

اگر نظری در باره این مطلب دارید می توانید در زیر
آن را بیان کنید
|